تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
يتولّى الصّالحين و يك لحظه او را به خويشتن « 1 » بازنگذارد [ بلكه او را حق عزّ اسمه در حمايت و رعايت خود بدارد « 2 » ] . و ديگر معنى آن بود كه بنده به عبادت و طاعت حق سبحانه و تعالى قيام نمايد بر دوام و عبادت او بر توالى باشد كه هيچ گونه به معصيت آميخته نباشد « 3 » [ و اين هر دو صفت واجب بود تا ولى ولى باشد و واجب بود ولى را قيام نمودن بحقوق حق سبحانه و تعالى بر استقصا و استيفاء تمام و دوام نگاه داشت خداى او را در نيك و بد « 2 » ] . و از شرائط « 4 » ولى آنست كه محفوظ بود همچنانك [ از شرط « 2 » ] نبى [ آن بود كه « 2 » ] معصوم بود و هركس كه شرع بر وى اعتراض كند او مغرور بود و فريفته « 5 » . از استاد ابو على شنيدم [ رحمه اللّه « 2 » ] كه گفت ابو يزيد بسطامى را صفت كردند كه فلان جاى مردى پديدار آمده است كه بولايت مىگويد « 6 » بو يزيد قصد او كرد « 7 » تا او را ببيند چون به مسجد آن مرد رسيد بنشست ، اندر انتظار او ، مرد بيرون آمد و اندر آن مسجد آب دهن بينداخت « 8 » ، بو يزيد بازگشت و بر وى سلام نكرد و گفت اين مردى است كه ادبى از آداب شرع نگاه نمىدارد چگونه امين بود
هامش
( 1 ) - مب : به دو . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : و ديگر فعيل به مبالغت از فاعل باشد و آن آن بود كى طاعت و عبادات را تولى كند كى عبادت او بر تولى ( ظ : توالى ) بود كى به هيچ معصيت آميخته نبود . ( 4 ) - مب : شرط . ( 5 ) - مب : و هرك شريعت را بر وى اعتراض بود آن‌كس مغرور بود . ( 6 ) - مب : پديد آمده است كى دعوى ولايت مىكند . ( 7 ) - مب : آنجا رفت . ( 8 ) - مب : تا او را ببيند چون بيرون آمد آب دهن در مسجد بينداخت . اصل : بمتن عربى نزديك‌تر است .