تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦

باب سى و نهم در ولايت

قال اللّه تعالى الا انّ اولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . عايشه گويد « 1 » رضى اللّه عنها كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 2 » [ خبر داد از حق سبحانه و تعالى كه « 3 » ] گفت هر كى وليّى را [ از آن من « 3 » ] برنجاند با من به جنگ « 4 » بيرون آمده باشد و بنده به من تقرّب نكند به هيچ‌چيز بهتر از گزاردن آنچه بر وى فريضه كرده‌ام « 5 » و بنده به من تقرّب مىنمايد بنوافل تا [ آنگاه كه « 3 » ] وى را دوست [ خويش « 3 » ] گيرم . استاد امام [ ابو القاسم ] رحمه اللّه گويد ولى را دو معنى است يكى آنك حق سبحانه و تعالى متولّى كار او بود « 6 » چنانك [ خبر داد و « 3 » ] گفت و هو
هامش
( 1 ) - مب : گفت . ( 2 ) - مب : عليه السلام . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : بحرب . ( 5 ) - مب : چنانك باداء فرائض كى بر وى واجب كرده باشم . ( 6 ) - مب : دو معنى بود يكى فعيل بمعنى مفعول و او آن بود كى ايزد تعالى تولى كار او كند .