[ از استاد ابو على شنيدم كه از بعضى پيران اين بيت روايت كرد .
شعر :
ما ان ذكرتك الّا همّ يزجرنى * قلبى و سرّى و روحى عند ذكراكا
حتّى كأنّ رقيبا منك يهتف بى * ايّاك ويحك و التّذكار ايّاكا « 1 » ]
از خصايص ذكر « 2 » آنست كه ذكر ما را در مقابلهء ذكر خويش نهادست گفت فاذكرونى اذكركم .
و اندر خبر است كه جبرئيل عليه السّلام گفت پيغامبر را عليه الصّلاة و السّلام خداى عزّ و جلّ امّت ترا چيزى داد كه هيچ امّت را نداد گفت يا جبرئيل آن چيست گفت آنچه « 3 » گفت فاذكرونى اذكركم [ هيچ امّت را اين نداده است مگر اين امّت را كه گفت مرا ياد كنيد تا من شما را ياد كنم و نخست ياد كند بنده را تا بنده او را ياد كند تا او بنده را ياد نكند بنده او را ياد نتواند كرد . ] « 4 »
و گفتهاند فريشته را « 5 » دستورى بايد خواستن اندر جان برگرفتن ذاكر .
و اندر بعضى از كتابها است كه موسى عليه السّلام گفت يا رب كجا باشى گفت اندر دل بندهء مؤمن .
استاد امام رحمه اللّه گويد معنى اين سخن آنست كه سكون ذكر ، در دل
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : از خصلتهاء ذكر .
( 3 ) - مب : آنك .
( 4 ) - مب : ندارد .
( 5 ) - از اينجا تا آخر فصل از ( مب ) افتاده است .