مقدار استخوانى خرما « 1 » [ جنيد ] گفت بندهء مكاتب هنوز بنده بود مادام كه درمى بر وى باقى بود « 2 » .
[ ابو عمرو انماطى گويد از جنيد شنيدم كه گفت به حقيقت آزادى نرسيد و از عبوديّت او بر تو چيزى باقى مانده بود « 3 » ] .
بشر حافى گويد هركه خواهد كه طعم آزادى بچشد « 4 » بگو سرّ پاك گردان با خداى خويش « 5 » .
حسين منصور گويد هركه مقامات بندگى برسد « 6 » به تمامى ، آزاد گردد از تعب « 7 » عبوديّت ، بندگى بجاى مىآرد بىرنج و مشقّت « 8 » ، و اين مقام انبيا و صدّيقان « 9 » بود ، محمول بود هيچ رنج فرا دلش نرسد [ و ] اگرچه حكم شرع برو بود .
منصور فقيه [ مصرى « 3 » ] راست اين بيت كى گفت .
شعر :
ما بقى فى النّاس حرّ * لا و لا فى الجنّ حرّ
قد مضى حرّ الفريقين * فحلو العيش مرّ .
و بدانك معظم حريّت اندر خدمت درويشان است .
هامش
( 1 ) - مب : نمانده باشد مگر استهء خرما .
( 2 ) - مب : بندهء كى خود را باز مىخرد تا بر وى يك درم مانده مىباشد بنده بود .
( 3 ) - مب : ندارد .
( 4 ) - متن عربى اضافه دارد : و يستريح من العبودية . و از بندگى برآسايد .
( 5 ) - مب : بگو تا سر پاك گرداند با خداوند خويش .
( 6 ) - مب : چون بنده مقام عبوديت بجاى آرد .
( 7 ) - مب : نعت . اصل : مطابق متن عربى است .
( 8 ) - مب : نشان بندگى بر وى بىعنان ( ظ : عنا ) و تكلف . بمتن عربى نزديكتر است .
( 9 ) - مب : و اوليا و صديقان . اصل : مطابق متن عربى است .