تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
صدق تمام نبود مگر باخلاص اندرو « 1 » ] و مداومت برو . ابو يعقوب سوسى گويد هرگاه كه « 2 » اندر اخلاص خويش اخلاص بيند آن اخلاص را به اخلاصى ديگر حاجت آيد . ذو النّون مصرى گويد سه چيزست علامت اخلاص يكى آنك مدح و ذمّ عام نزديك او يكى باشد و [ دوم آنكه ] رؤيت « 3 » اعمال فراموش كند سوم آنكه در آخرت هيچ نبيند عمل را « 4 » عمل خويش . ابو عثمان گويد اخلاص آن بود كه نفس را اندر وى [ هيچ ] حظ نبود به هيچ حال و اين اخلاص عام باشد و اخلاص خاص آن بود كه آنچه بر ايشان رود نه به ايشان بود ، طاعتها همىآيد ازيشان و ايشان از آن بيرون و ايشان را طاعت ، ديدار نيفتد « 5 » [ و آن به چيزى نشمرند آن اخلاص خاص بود « 6 » ] . ابو بكر دقّاق گويد نقصان مخلص ، اندر اخلاص ، ديدن اخلاص بود چون خداى عزّ و جلّ خواهد كه اخلاص او مخلص « 7 » بود رؤيت وى « 8 » از اخلاص وى بيفكند تا مخلص بود نه مخلص « 9 » . سهل [ بن عبد اللّه ] گويد ريا نشناسد « 10 » مگر مخلص .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - مب : هر كى . اصل : مطابق متن عربى است . ( 3 ) - مب : ديدار . ( 4 ) - اصل : و هيچ ثواب نداند اندر آخرت بر آن . ( 5 ) - مب : و در آن طاعت ايشان را ديدار نه . ( 6 ) - مب : ندارد . ( 7 ) - مب : خالص . ( 8 ) - مب : ديدهء او . مخالف متن عربى است . ( 9 ) - مب : تا خالص بود . اصل : مطابق متن عربى است . ( 10 ) - مب : نداند .