تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و صبر كردن اندر خداى ، بلا بود و صبر كردن با خداى ، وفا بود و صبر كردن از خداى جفا . و اندرين معنى گفته‌اند شعر :
و كيف الصّبر عمّن « 1 » حلّ منّى * بمنزلة اليمين من الشّمال
اذا لعب الرّجال بكلّ شىء * وجدت الحبّ يلعب بالرّجال
و گفته‌اند :
الصّبر عنك فمذموم عواقبه * و الصّبر فى سائر الاشياء محمود
و گفته‌اند صبر بر طلب ، عنوان ظفر باشد و صبر اندر محنت عنوان فرج باشد . [ منصور بن الخلف المغربى رحمه اللّه گفت يكى را به تازيانه مىزدند چون او را باز زندان آوردند كسى را فرا خواند و سيم چند پاره از دهان خويش بيرون كرد او را پرسيدند كه اين چيست گفت سيم داشتم در دهان و بر كنارهء حلقهء كه به نظاره ايستاده بودند كسى بود كه نخواستم كه بانگ كنم به ديدار وى و دندان برين سيم همىفشاردم تا اندر دهان من همى پاره‌پاره شد « 2 » ] . و گفته‌اند مصابرت صبر بود بر صبر تا صبر اندر صبر غرق شود و صبر از صبر عاجز آيد چنان كه گفته‌اند . صابر الصّبر فاستغاث به الصّبر فصاح المحبّ بالصّبر صبرا .
هامش
( 1 ) - اصل : عن من . ( 2 ) - مب : ندارد .