دنيا بر تو حرام كردم كه تو بر فراق يار من بنگريستى و اين چشم بيست سالست تا باز نگشاد « 1 » و اندرين معنى اين آيت گفتهاند فاصبر صبرا جميلا ، صبر جميل آنست كه خداوند مصيبت را اندر ميان قوم باز نشناسى كه كدامست .
عمر خطّاب رضى اللّه عنه گويد اگر صبر و شكر دو مركب بودندى بر هر كدام كه نشستمى باك نداشتمى « 2 » .
و اندر خبر همىآيد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم را پرسيدند از ايمان گفت صبرست و خوشخويى .
سرى را از صبر پرسيدند ، سخن در آن همىگفت كژدمى بر پاى وى افتاد در وقت چندباره بزد « 3 » ، وى ساكن بود گفتند يا شيخ چرا بنراندى « 4 » گفت از خداى شرم داشتم كه اندر صبر سخن گويم و صبر نكنم .
اندر اخبار مىآيد كه درويشانى صبركننده « 5 » همنشينان خداى عزّ و جلّ باشند روز قيامت .
و خداوند سبحانه و تعالى به يكى از پيغمبران وحى فرستاد كه بلاى خويش بر فلان بنده فروفرستاديم ، دعا كرد و در اجابت تأخير كردم ، به من گله كرد « 6 » گفتم
هامش
( 1 ) - مب : اكنون بر هم نهاده است و گفته است كه حرام كردم تا در دنيا باشم نيز به تو هيچ چيز نهبينم اكنون شصت سالست بازنكرد . متن عربى ، نسخهء موزهء بغداد : فمنذ ثلاثين سنة . چاپ مصر : فمنذ ستين سنه . اصل با هيچيك مطابق نيست .
( 2 ) - مب : دو اشتر بودندى بر هر دوان نشستمى و بانگ ( ظ : باك ) نداشتمى . متن عربى بعد ازين اضافه دارد : و كان ابن شبرمة اذا نزل به بلاء قال سحابة ثم تنقشع . و اين شبرمه هرگاه كه به دو بلايى مىرسيد مىگفت ابريست كه از هم باز خواهد شد . نسخهء چاپ مصر ندارد .
( 3 ) - مب : كژدمى بهپاى او بردويد و چند جاى بر پاى او زد .
( 4 ) - مب : گفتند چرا از خويشتن نيفكندى .
( 5 ) - مب : و در خبرست كه درويشان صابر .
( 6 ) - مب : اجابت نكردم با من از من گله كرد .