از استاد ابو على رحمه اللّه شنيدم صبر همچون نامست اگر از صبر گويند و وى تلخ بود ، معنى اين خوش است « 1 » .
اين بيت ابن عطار است « 2 » .
شعر :
ساصبر كى ترضى و اتلف حسرة * و حسبى ان ترضى و يتلفنى صبرى
[ رويم گويد صبر ترك شكوى بود .
ذو النّون مصرى گويد صبر فرياد خواستن بود به خداى تعالى « 3 » . ]
[ ابو عبد اللّه خفيف گويد صبر سه است متصبّرست و صابر و صبّار ] « 4 » .
علىّ بن ابى طالب گويد كرّم اللّه وجهه صبر مركبى است [ كه ] هرگز بسر اندر نيايد .
[ علىّ عبد اللّه البصرى [ گويد مردى ] نزديك شبلى آمد « 5 » گفت كدام صبر سختر بود بر صابران گفت صبر اندر خداى گفت نه گفت صبر خداى را گفت نه گفت صبر با خداى گفت نه ، گفت پس چيست گفت صبر از خداى شبلى بانگى بزد خواست كه جان تسليم كند ] « 4 » .
جريرى گويد صبر آنست كه فرق نكنى ميان حال نعمت و محنت به آرام خاطر اندر هر دو حال و تصبّر آرام بود با بلا ، بيافتن گرانى محنت .
هامش
( 1 ) - مب : از استاد بو على شنيدم كه گفت صبر همچون نامش تلخ است . اصل : مبهم است .
( 2 ) - مب : ابن عطا گويد .
( 3 ) - متن عربى : ندارد .
( 4 ) - مب : ندارد .
( 5 ) - اصل : على عبد اللّه البصرى اندر نزديك شبلى شدم . مطابق متن عربى اصلاح شد .