تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
حلال بود ، اندر يافتن شهوت حرام چه گوئى . ابو عبد اللّه خفيف اندر دعوتى بود ، يكى از شاگردان او دست دراز كرد بطعامى پيش از شيخ ، از آنك فاقه كشيده بود يكى از شاگردان شيخ خواست كه بىادبى او بازنمايد كه پيش دستى كرد ، طعام پيش اين درويش بنهاد ، درويش دانست كه او را مالش مىدهد به بىادبى كه كرده بود ، نيّت كرد كه پانجده روز هيچ‌چيز نخورد عقوبت خويش را و اظهار توبه را اندر بىادبى و پيش از آن فاقه كشيده بود . مالك بن دينار گويد هركه بر شهوات دنيا غلبه گيرد ديو از وى بترسد . ابو على رودبارى گويد هرگاه كه صوفى پس از پنج روز از گرسنگى گله كند وى را به بازار فرست تا كسب كند . از استاد ابو على رحمه اللّه شنيدم كه حكايت كرد از بعضى مشايخ كه گفتند اهل دوزخ آنهااند كه شهوت ايشان غلبه كرده است بر حميت ايشان از بهر آن فضيحت شدند . و هم از وى شنيدم كه به كسى گفتند هيچ‌چيز ترا آرزو كند گفت كند و ليكن خويشتن را نگاه دارم . ديگر را گفتند هيچ‌چيز آرزوت كند گفت آرزوم آن كند كه آرزو باشد و گويند اين در معنى تمام‌تر است . ابو عبد اللّه بن احمد الصغير « 1 » گويد ابو عبد اللّه خفيف مرا فرمود كه هر شب ده دانه ميويز نزد من آر ، روزه گشادن را ، من يك شب شفقت كردم پانجده دانه پيش وى بردم ، اندر من نگريست و گفت ترا اينكه فرموده است آنگاه ده دانه بخورد و باقى بگذاشت . ابو تراب نخشبى گويد هرگز تن از من هيچ آرزو نخواست مگر يك‌بار نان سپيد
هامش
( 1 ) - متن عربى : سمعت ابا عبد اللّه بن باكويه الصوفى يقول سمعت ابا احمد الصغير يقول امرنى ابو عبد اللّه بن خفيف . اصل : نادرست است .