تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
عبد العزيز بن عمير گويد نوعى از مرغان چهل روز گرسنگى كشيدند پس اندر هوا بپريدند پس از چند روز بازآمدند ، بوى مشك همىآمد از ايشان . سهل بن عبد اللّه چون گرسنه بودى قوى بودى ، چون چيزى خوردى ضعيف شدى . ابو عثمان مغربى گفت ربّانى بچهل روز نخورد و صمدانى به هشتاد روز نخورد . ابو سليمان دارانى گفت كليد دنيا سير خوردن است و كليد آخرت گرسنگى . كسى فرا سهل عبد اللّه گفت چه گوئى اندر شبانروزى يك‌بار خوردن ، گفت خوردن صدّيقانست گفت دو بار خوردن چه گوئى گفت اكل مؤمنان است گفت سه بار خوردن گفت اهل خويش را بگوى تا علف جائى ، بكند ترا . يحيى بن معاذ گويد گرسنگى نور بود و سير خوردن نار و شهوت همچون هيزم ، ازو آتش تولّد كند ، آن آتش فروننشيند تا خداوند وى را بسوزد . ابو نصر سرّاج طوسى گويد كسى اندر نزديك پيرى شد طعامى پيش آورد گفت چندست تا هيچ نخوردهء گفت پنج روز گفت گرسنگى تو گرسنگى بخل بودست ، جامه داشتى و گرسنگى بردى اين گرسنگى درويشى نبوده است . ابو سليمان دارانى گويد اگر از شام خويش لقمهء دست بدارم دوست‌تر دارم از آنك آن شب تا روز قيام كنم . ابو القاسم جعفر بن احمد الرازى « 1 » گويد ابو الخير عسقلانى را ماهى آرزوى همىآمد به چندين سال ، چون از جائى پديدار آمد حلال ، دست فراكرد تا بخورد استخوانى از استخوانهاى ماهى به انگشت وى فراشد بدان سبب دست از وى بداشت ، گفت يا رب كسى دست به شهوت حلال دراز كند چنين كنى آنك دست به شهوت حرام دراز كند با وى چه كنى . استاد ابو بكر فورك گويد رحمة اللّه عليه شغل عيال نتيجهء متابعت شهوت
هامش
( 1 ) - اصل : ابو جعفر احمد الرازى . مطابق متن عربى و شرح زكريا و گيسو دراز اصلاح شد .