تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و اندر تورات است كه چون [ خداى تعالى ] بندهء را دوست دارد نوحه‌گرى اندر دلش به‌پاى كند « 1 » و چون بندهء را دشمن دارد مطربى اندر دلش به‌پاى كند « 2 » . و روايت كنند كى پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم پيوسته اندوهگن بودى و دائم به فكرت بودى . بشر بن الحارث گويد اندوه پادشاهيست چون جائى قرار گرفت رضا ندهد كه هيچ‌چيز بازو قرار گيرد « 3 » . و گفته‌اند هر دل كى اندر وى اندوه نباشد خراب شود همچون سرائى كه اندرو ساكن نباشد خراب شود . بو سعيد قرشى گويد گريستن اندوه نابينا [ كند ] و گريستن شوق چشم را پوشيده كند « 4 » و ليكن كور نكند « 5 » . قال اللّه تعالى و ابيضّت عيناه من الحزن فهو كظيم . ابن خفيف گويد اندوه بازداشتن نفس است در طلب طرب . رابعه مردى را ديد كه همىگفت وا اندوها گفت [ بگوى ] اى وا بىاندوها اگر اندوه بودى زهره‌ات نبودى كه نفس بزدى . سفيان بن عيينه گويد اگر اندوهگنى اندر امّتى بگريد بر آن امّت ، حق رحمت كند بگريستن او . داود طائى را غلبهء حال وى اندوهگنى بودى ، شب اندر آمدى گفتى الهى اندوه تو بر همه اندوهها غلبه گرفت و خواب از من ببرد .
هامش
( 1 ) - مب : در دل او بنياد كند . ( 2 ) - متن عربى : و اذا ابغض عبدا جعل فى قلبه مزمارا . و چون بنده‌اى را دشمن دارد در دل او نى و مزمارى نهد . ظاهرا نسخهء هر دو مترجم ( زمار ) بوده است كه مبالغهء زامر است . ( 3 ) - مب : چون جائى فرود آيد نخواهد كه هيچ‌كس با وى بود . ( 4 ) - مب : چشم پوشاند . ( 5 ) - اصل : نابينا كند .