دارد « 1 » ابو عمرو توبه كرد و با ارادت آمد و بنشست .
از استاد ابو على [ دقّاق ] رحمه اللّه شنيدم [ كى ] يكى از مريدان توبه كرد و فترتى افتاد وى را و انديشه مىكرد كى اگر وقتى توبه كنم حكم من چگونه باشد هاتفى آواز داد [ و گفت يا فلان ] ما را طاعتى داشتى شكرت كرديم پس برگشتى مهلتت داديم اگر بازآئى فراپذيريم ، مرد توبه كرد و بنشست « 2 » .
امّا چون معصيت دست بدارد و بند اصرار از دل بازگشايد و عزم كند با خويشتن كى نيز معصيت نكند قصد دل او محض ندامت باشد « 3 » چون بدين قرار گرفت توبهء وى تمام باشد و عزلت پيشه گيرد و از ياران بد ببرد و شب و روز بر سر تأسف باشد و بباران ديده « 4 » آثار عثرات بشويد و بمرهم توبه جراحت گناه را دارو كند ، سابق اقران گردد و دليل بر صحّت توبهء او آن بود كى او را ميان اقران خويش گداخته و فروشده بينند ، شب در روز پيوندد در تأسّف خوردن بر آنچه بر وى گذشته بود از معاصى و مخالفات و كار وى آنگه تمام شود كى خصم را خشنود كند چنانك تواند كرد « 5 » كه اوّل رتبت اندر توبه ، خشنود كردن خصم است بدانچه تواند اگر دسترسى بود به خشنود كردن ايشان يا ايشان گردن وى از آن مظلمه آزاد كنند يا اندر دل همىدارد كه از حق ايشان بيرون آيد آنگاه كه تواند و با خداى گردد بصدق توبه و دعاى نيكو بريشان .
و تائبان را صفتهاست از پس اينكه از جملهء توبه بود چنانك پيران اشارة
هامش
( 1 ) - اصل : با تو صحبت نكند آنك ترا دوست ندارد مگر معصومى ، صحبت بو عثمان ترا منفعت كند درين حال .
( 2 ) - مب : و با سر كار شد . متن عربى : و نفذ فيها .
( 3 ) - مب : آن هنگام محض ارادت بود و ندامت كى قصه دلش كند و پشيمانى خورد .
( 4 ) - مب : اشك .
( 5 ) - اصل : و ازين معانى هيچ سودمند نباشد مگر خشنودى خصمان و سبكبار شدن از مظالمها .