چيزست و جدا باز توانى كردن به علامتى از اشكال ، و ديدار او از مقابله نه و بر مقابله نه .
و فعل او بمشاورة نه ، او را نامهاى نيكوست و صفاتهاى بزرگ و آنچه خواهد كند آن را كه خواهد خوار كند به حكم خويش ، و اندر پادشاهى او هيچچيز نرود الّا بمراد او و هيچچيز نبود اندر ملكش مگر بقضاء او و هرچه دانست كى بودن از بودنيها خواست كى بود و آنچه دانست كه نبود از آنچه بودنش جائز بود خواست كى نبود ، آفريدگار كسب بندگانست اندر خير و شر ، پديدآورنده آنچه هست اندر عالم از اعيان و آثار ، اندك و بسيار او و فرستندهء رسولان به امتان نه از آنك بر وى واجب بود و عبادة فرمايندهء بندگان امّتان بر زبان انبياء عليهم السلام بدان سبيل كى كس را بر وى بعتاب و ملامت راه نه و مويّدكنندهء محمّد عليه الصلاة و السلام به معجزهاى آشكارا و علامتهاى تابنده و شكسته كرد به آنها و يقين پيدا كرد و نگاهدار جمع اسلام پس از وفات رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خليفتان او . پس نگاه دار حق و ناصر او بدانچه آشكارا كرد از حجّتهاء دين بر زبان اولياء . نگاه داشت امتى حنيفى را از گرد آمدن بر ضلالت و مدد باطل بريده كرد بدانچه دليلها پيدا كرد و آنچه وعده كرد حقست از نصرت دين چنانك گفت :
ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون .
اين فصلها اشارة كند باصل پيران بر طريق كوتاهى و توفيق به خداى است عزّ و جلّ .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٢٣