دارد . بايد در بهار و تابستان بسيار ، مملكت خوش هواى بانزهتى باشد . خلاصه جمعيت زيادى از دهات و تويسركان به تماشا آمده بودند . با كالسكه الى نزديك ده فرسفج ، رفتيم .
سرازيرى بود . سوار اسب شدم . اسب كوچك جلف بدتركيب لاغرى ، ابراهيم خان آورد .
سوار شدم . قدرى كه رفتم ، لابدا پياده شده ، سوار اسب ديگر شدم . از ميان ده رفتيم .
كاروانسراى خوبى در كنار ده ، در بالا بود ، شاه عباسى است . چون اين ده [ 435 ] سر راه زوّار است ، كه از عراق « 1 » به عتبات عاليات مىروند . ده آبادى است . عمارات خوب دارد .
رودخانه از جلو ده مىرود . پلى هم دارد . رفتم منزل ، درخت تبريزى زياد ، و باغات دارد .
رفتيم ، چادر . سه ساعت به غروب مانده رسيديم . ميرزا على خان ، عرفانچى و . . . بودند .
عرفانچى روزنامه خواند . ديشب نوبه « 2 » كرده است . سياچى زره [ و ] كلاهخود [ و ] ساعدبند [ و ] زلق و . . . آورده بود . شخصى در كردستان ساخته است . زره [ و ] كلاهخود را به غلام على خان ، پوشانده ، رفتيم ، اندرون قرق كردند . غلامبچهها قرق مىكردند . غلام على خان رفت .
الى دم در اندرون . باز برگرداندم . اين دفعه از خجالت دويد . زنها خنديدند . فرياد زيادى شد .
غلام على خان زمين خورد . كلاهخود افتاد . بعد باز زمين خورد . زلق افتاد زمين . خيلى خنده شد . بعد عصرش زنها آمدند . موزيكان خوبى زدند . دهات دست چپ و راست امروز از ولاسجرد الى اين منزل از اين قرار است . دست راست . قلعهء نو [ متعلق به ] معين الدوله ، لا ميان ، ايضا مينجان ، ايضا كليان ، برفيان ، ايضا كارخانهء ميرزا معين منشى ، چاشته ، حوزه سيم ، و . . . و . . . و . . . دست چپ ، گنجوران [ متعلق به ] خوانين تكلو ، قشلاق سنگ سفيد ، [ متعلق به ] ميرزا شفيع مرحوم ، قلى لالهء عليا ، سفيد ، مباركآباد ، [ متعلق به ] سليم ميرزا ، موشلوق [ متعلق به ] حاجى سعد الدوله ، از بغداد تلگراف كرده بودند ، كه بين كاظمين و بغداد هشتاد نفر عرب را كشته است . خلاصه ، بعد خوابيديم . يعنى بعد از شام مردانه شد پيشخدمتها آمدند . عرفانچى روزنامه خواند . شب خوابيديم .
ferengi
روز يكشنبه هفتم [ ذيقعده ]
در اين منزل اطراق شد . صبح برخاستم ، هوا ابر بود .
اما ملايم بود . ناهار را منزل خورده ، با وجود ابر و سردى هوا ، سوار شديم . رو به طرف تويسركان
هامش
( 1 ) . مقصود اراك و استان مركزى امروزى است .
( 2 ) . تب نوبه ، همان تب مالاريا است . تبى كه هر سه روز يك بار عارض شود .