تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كه بر لالويى مير و سردار بود * خردمند و دانا و هشيار بود ابو طالب او را پدر كرده نام * به مردى و زور و جلادت تمام به او داد شمشيرزن ده هزار * دليران مردانه در كارزار بگفتا از ايدر برو پر ز كين * به رزم سپهدار زابل‌زمين بن و بيخ قوم نخع را ز بُن * برآور ز مردى مگردان سخن پس آنگه به فرمان به مانند دود * شتابان بيامد سوى خوسف رود چو آمد به سالار گردان خبر * كه آمد سپاهى پر از شور و شر ببستند بر رزم جستن ميان * دليران قوم نخع « 1 » در زمان به ماجان و كاريجك هر دو سپاه * به هم رزم كردند شام و پگاه [ 119 ب ] در آن جنگ يك ماه يا بيشتر * همى سرفكندند از يكدگر سپهدار لالويى « 2 » آمد ستوه * همى خواست پاشد ز هم آن گروه كه آمد شب تيره مردى هزار * به يارى او از در شهريار سپاهى ز مرو و ز ايل قجر * كه از رزم‌شان شير كردى حذر محمّد قلى بيگ سردارشان * كه صف برشكستن بدى كارشان ز احوال آن لشكر كينه‌ور * چه بودند قوم نخع بىخبر سحرگه برون آمدند همچو باد * پى رزم اعدا شتابان و شاد رسيدند با هم سپه از دو سوى * برآمد به ميدان يكى هاى و هوى چنان گرم شد آتش كارزار * كه بر چرخ گردان برآمد شرار دليران مروى و قوم قجر * برون آمدند از دو سو بىخبر عنان‌ريز مانند باد دمان * ز روى غضب بر كف‌شان سنان
هامش
( 1 ) . دربارهء « نخع » يا « نخ » يا « نخى » نگاه كنيد به : جواد محمّدى خمك « سكايى سيستانى » [ نگارش و گردآورى ] ، ماتيكان سيستان ( مجموعه مقالات سيستان‌شناسى ) ، جلد نخست ، صص 487 - 497 . ( 2 ) . دربارهء « لالويى » يا « لالولى » نيز نگاه كنيد به : همانجا . [ هنوز هم خانواده‌هايى با نام « لالوزايى » در فيض‌آباد و مه ولات تربت حيدريه زندگى مىكنند . يعنى در همان محدوده‌اى كه چند صد خانوار كيانى ، هنوز با نام كيانى زندگى مىكنند و « نخىها » با نام « نخعى » . ( ج . م ) ]
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 234 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل