تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
متوجه قلع و قمع قلعهء مذكور گشته ساحت آن مرز و بوم مضرب خيام نصرت فرجام گرديد . بعد از مدت هفت ماه آن چنان قلعه‌اى كه مملو از مردان كارى و آلات قلعه‌دارى و مشحون به آذوقه و ما يحتاج چندين ساله بود جبرا و قهرا مسخر گشت و جمعى كه نقوش ندامت و آثار اطاعت از لوحهء جبههء ايشان ظاهر بود ، در ظل ظليل آفتاب تظليل كه موطن ناز و نعيم است ، به نوازشات شاهانه معزز گرديدند و بعد از فراغ از اين شغل عظيم كه از عنايات مجددهء الهى بود و بىتكلف هيچ يك از سلاطين را در هيچ زمان اين چنين فتحى روى نداده بود كه به زور بازوى جهانگيرى از جماعت روميه قلعه توانند گرفت مراسم شكرگزارى به تقديم رسانيده لواى جهان - گشاى به طريق سير و شكار به جانب ييلاقات در اهتزاز درآمد . در اين اثنا ، خبر هجوم لشكر روم و رسيدن سردار با لشكر و عسكر بىشمار به مسامع عليه رسيد . با آن كه به واسطهء تفرقهء عساكر نصرت مآثر صلاح در مقابله و مقاتله نبود متوكلا على اللّه به عزم قتال و جدال استقبال نموده هر چند به لطايف الحيل خواست كه آن قوم زنان كردار از ميان عرابه بيرون آمده مردوار به ميدان كارزار درآيند كه آنچه خواست حق سبحانه و تعالى بوده باشد چنان شود ، آن جماعت خود بنابر عادت شومى كه دارند ، از ميانهء عرابه و توپ و تفنگ بيرون نيامده مركز - وار پاى در دامن ادبار پيچيده به مقابل عساكر فيروز نمىآمدند . آخر الامر ريش - سفيدان دولت صلاح در آن ديدند كه به قانون نواب جنت مكايى عليين آشيانى عمل نموده اردوى گيهات پوى يك دو منزل مراجعت نمايد كه شايد آن جماعت بدين وسيله از توپ و عرابه جدا شده تلاقى فريقين دست دهد . ايشان خود اين معنى را غنيمت دانسته فرار بر قرار اختيار كردند . رايات فيروزى آيات در دار السلطنهء تبريز كه مقر سلاطين ايران است قشلاق فرموده ايالت و سلطنت پناه كستنديل خان را كه از سلاطين زاده‌هاى گرجستان و نشو و نما يافتهء اين دودمان است با بعضى از امراى عظام به تسخير گرجستان و شيروان روان فرموديم . در اندك مدتى آن ولايات را مفتوح گردانيده چندين هزار سرو زنده به درگاه معلى فرستادند و به يمن توجه و
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 384 | عبد الحسين نوائى