اين ايام خجسته فرجام قرين حال اولياى دولت بىزوال است گرديده انهاى راى مخالصت آرا مىگرداند كه به سمع شريف رسيده باشد كه بعد از سنوح قضيهء اعلى حضرت خاقانى جنت مكانى انار اللّه برهانه و الى روم اختلال احوال ايران و اختلاف مشارب و مآرب طوايف جليلهء قزلباش را فرصت شمرده نقض عهد و ميثاق و ايقاد نوائر نفاق و شقاق نموده اكثر ممالك فسيح المسالك آذربايجان و شيروان را متصرف شده بود .
بعد از آنكه سرير سلطنت به وجود همايون مزين گشته اختلال و اختلاف روى به انتظام و ائتلاف نهاد ، باز در مقام مصالحه و معاهده در آمده اين خيرانديش نيز بنابر بعضى مصالح از آن تجاسر اغماض نموده چون مطمح نظر كيميا اثر التيام صدور و ائتلاف قلوب طبقات انام و رضاى خالق و آسودگى خلايق است بدين معنى راضى شده سد ابواب قتال و جدال نمود . تا آن كه به تواتر و توالى ستم - رسيدگان ولايت آذربايجان دست استشفاع در عنان نصرت توأمان زده حقيقت بيداد آن قوم بد نهاد را معروض داشته و مقارن اين حال بعضى اوضاع مشعر بر عدم صداقت و انتهاز فرصت كه شيمهء ذميمهء آن طايفه است مشاهده مىشد . چون مرتبهء رفيعهء سلطنت ظل عالى درجهء الوهيت است بر ذمت همت اين زمرهء نامدار كه برگزيدهء پروردگارند واجب و لازم است كه در حفظ نظام و انتظام صلاح و فلاح بنى آدم سعى بليغ نموده همواره قانون عدالت در ميان اصناف خلايق جارى گردانيده بساط امن و امان در بسيط زمين و زمان گسترانيده غبار ظلم و ستم فرو نشانند كه بندگان خداى در سايهء حمايت ايشان مرفه و آسوده خاطر توانند بود ، عنان فيروزى عيان به عزم استخلاص عجزه و زير دستان آذربايجان از دار السلطنهء اصفهان معطوف داشته دار السلطنهء تبريز مضرب سرادقات نصرت و اقبال گشت و پاشاى آن جا اسير و دستگير شده در اندك فرصتى قلعهء مزبور فتح گرديد و از آن جا عازم تسخير قلاع آذربايجان شده حكام بقاع و مستحفظين قلاع تاب صدمت و صولت نياورده پناه به قلعهء ايروان كه محكمترين قلاع اين ديار و در حصانت و متانت مشهور روزگار است بردند . همت عالى نهمت
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٣٨٣