تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
قزلباش هرج و مرج واقع بود ، حكام گيلان و مازندران و رستمدار كه هميشه به استحكام ديار خويش ، بنابر وفور شوامخ جبال و شواهق قلال و انعماق مغارات و ضيق طرايق و انسداد مسالك و وفور آجام و كثرت آكام و تراكم اشجار و تزاحم انهار و استحكام قلاع و توثيق حصون مستظهرند ، سر سركشى و ارادهء گردن فرازى مخمّر خاطر قاصر خود ساخته بودند . باطن حقيقت مواطن به تأديب ايشان مايل گشته لشكرى ژرف به آيينى شگرف بدان ديار روانه نمود . به ميامن توفيقات الهى و فرّعون پادشاهى ، مخطور خاطر مهر سراير بر وجه اكمل از قوّت به فعل آمده تمام آن مسالك كه بهشت برين از آن نشانه‌اى و جنّات عدن نمونه‌اى است به اندك توجهى به حيطهء تصرّف اولياى دولت درآمد و به شكرگزارى آن فضل الهى و لطف نامتناهى ، خود متوجه بلاد فاخرهء مذكوره گشته در آن اراضى و اماكن دلكش به مراسم نيايش واهب المنن و العطايا قيام و اقدام نموده سجدات شكر بخشايندهء بىمنّت به تقديم رسانيد . در آن مقام دلنشين ، منهيان خبر رسانيدند كه عبد المؤمن خان به خراسان آمده . مخلص نيز از آن جا بر جناح استعجال به ارادهء تلافى مافات و تلاقى فريقين روانهء خراسان گرديد و به مضمون صدق مشحون كلمهء لا تثنّى شيئا الّا و قد تثلّث اميدوار بود كه تلاقى دست دهد . مشار اليه به مجرّد استماع ورود موكب مسعود به آن حدود ، فرار برقرار اختيار نموده عنان اشهب تيزگام به جانب بلخ و بخارا منعطف ساخت و بنابر رسوم شوم و عادت مذموم علف زارها و غلات را سوختند . لهذا توقّف در آن ديار ميسّر نبود . بالضّروره به جانب عراق معاودت نموده به جهت قرار مهمات عربستان و لرستان متوجّه آن ديار گشته بود كه عبد المؤمن خان چون ساحت خراسان را از عساكر منصوره خالى ديد ، باز بدان جانب آمده به سفك دماء و قطع اشجار و خرابى قنوات و مغمورى معمورات قيام نمود . در اين مرتبه به سرعت تمام ، متوكلا على اللّه و مستعينا من اللّه ، بىاجتماع جنود و سپاه ، با جمعى از عساكر منصوره ، كه پيوسته در ركاب ظفر انتساب‌اند ،
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 366 | عبد الحسين نوائى