صلح نامهاى كه مرحوم قاضى خان صدر نوشته
بعد از اداى حمد موفور و ثناى غير محصور بر پادشاه على الاطلاق ، مالك الملك بالاستحقاق ، كه كافهء سلاطين زمان و عامهء خواقين دوران از سر صدق و اعتقاد و كمال اخلاص و انقياد ، از روى عجز و نياز ، به درگاه او آورده اطاعت و عبوديت او را وسيلهء خلاصى از شدايد نيران و آزادى جاودان ساختهاند و صلوات ناميات بر حضرت سيد انبيا و سيد اصفيا و شفيع روز جزا ، محمد مصطفى مجتبى معلّى و بر ذريه و آل كثير النوّال و فير الاجلال او .
مقصود از تحرير و تقرير اين كلمات خير آيات آن است كه بعد از آن كه حضرت دستور اعظم و سردار نامدار معظم ، از قبل اعلى حضرت سليمان مرتبت سكندر منزلت ، سلطان سلطان نشان ، كيخسرو زينت فريدون شان ، خلد اللّه ملكه و سلطانه ، مرخّص و مأمور گشته شخصى معين از اهل علم و ارباب فضل و صلاح به درگاه گيتى پناه فرستاده به مقتضى كريمهء
الصُّلْحُ خَيْرٌ
« 1 » در مقام اصلاح درآمده طلب صلح نموده بودند و جهت انجام و تمهيد مقدمات اين امر خير كه متضمن رفاه حال و فراغ بال كافهء خلايق و عامهء مسلمين است ، حسب الحكم جهان مطاع آفتاب شعاع عالم مطيع ، كمترين بندگان درگاه قاضى خان مقرر و مرخص گشته به صحبت شريف دستور اعظم رسيده به اتفاق به سعادت خدمت و شرف دولت
هامش
( 1 ) - سورة النساء 128 .