عبور كنند 57 . اسماعيل پس از گذر از رودخانهء پرشتاب كر به سمت شماخى رفت . در آنجا خبردار شد كه فرّخيسار به جانب قلعهء قبله رفته است 58 . پس از تعقيب و گريزهايى ، سرانجام دو گروه متخاصم در منطقهء جيانى نزديك قلعهء گلستان با هم درگير شدند . فرّخيسار كه قصد ورود به قلعه را داشت ناكام ماند و با اينكه ابتداى كار به نفع شروانشاه پيش مىرفت با اشتباه نظامى فرّخيسار جنگ مغلوبه شد و وى به قتل رسيد ( 906 ق ) و سر وى را بريدند و جسد وى را آتش زدند 59 .
قاسمى نبرد اسماعيل را با فرّخيسار شروانشاه با عنوان « محاربه كردن شاه عالمپناه با شروان شاه و كشته شدن او با خيل و سپاه » آورده است . ماجرا از زبان قاسمى نكتهء خاصّى ندارد ؛ جز اينكه اسماعيل قلب سپاه خود را به گيلانيان و يسار سپاهش را به رومىنژادان سپرد و فرّخيسار نيز يمين سپاهش را از يعقوبيان و يسار سپاهش را از روميان انتخاب كرد . در منابع متقدّم ذكرى از اين آرايش نرفته است :
يمين سپاهش ( اسماعيل ) شد آراسته * ز خيل هژبران نوخاسته
چو سدّ سكندر يسار سپاه * ز رومىنژادان آهن كلاه
ز گيلانيان قلب لشكر قوى * برافراخته رايت خسروى . . .
يمينش ( فرّخيسار ) ز يعقوبيان استوار * برآراست از خيل رومى يسار
( نك : 1235 - 1250 )
تصويرى از صحنه جنگ و فرجام ناگوار براى فرّخيسار و سرزنش دنيا :
به گرز و كمند و سنان تاختند * شكستند و بستند و انداختند
سنانها ز هم فتنهانگيزتر * ز مژگان كافردلان تيزتر
كمرهاى زرّين به خون لالهگون * يلان تا كمر غرق درياى خون . . .
سپاه مخالف از آن رستخيز * به يك بار كردند عزم گريز
گرفتار شد شاه شروان اساس * سرى پر ز كينه دلى پرهراس
كسى كايد از جان شيرين سير * به ميدان شيران درآيد دلير
چنين است رسم فلك ماه و سال * كه بعد از كمالت رساند زوال
ندارد وفا عزّ و جاهش بسى * هميشه نگردد به كام كسى
نهالى كه سازد بهارش بلند * ز باد خزانش رساند گزند
( نك : 1294 - 1325 )