فرهنگ امتحان شايانى داد كه پرونده مفصلى دارد .
روزى در ضمن تدريس غش كرده به زمين ميافتد . طبيب مهربان قم را خبر ميكنند ميايد ، و محبت مىكند و بحالش مىآورد . آن روز درس تعطيل شد و از فرداى آن روز باز درس و مدرسه دائر بود . اكثر تابستانها به تهران مىآمد و افتخار پذيرائى با حقير بود .
موضوع غش كردن مطرح شد . همه گفتند به قدر لازم خدمت كردهايد ، بيش از اين زحمت خدا را هم خوش نيايد ، مدرسه را ببنديد و در تهران منزل كنيد . بزرگان اقوام در اين پيشنهاد يك كلمه بودند و پدرم تقريبا رد نميكرد . تصور كرديم موافقت خواهند كرد . اقوام كه رفتند تنها حضورش بودم . پرسيدم ، « آقا به اين تصميم باقى هستيد كه مدرسه را منحل كرده به تهران بيائيد ؟ » فرمود ، « آنها نمىفهمند تو چرا نميفهمى . اگر وقتى كه از صندلى تعليم غش كردم و افتادم اگر برنميخاستم كجا بودم ؟
البته در بهشت زيراكه تنها كسى بودم كه در شغل شريف معلمى در حين تدريس در كلاس درس از دنيا رفتهام . سعادت از اين بيشتر ميشد ؟ خدا نخواست و اين سعادت نصيبم نشد . »
مرگ رشديه
در ذيقعده 1363 قمرى - 21 آذر 1323 شمسى در قم ديده از جهان فروبست ، و در قبرستان حاج شيخ عبد الكريم به خاك سپرده شد .
در آن ايام انگليسها در تهران روزنامه تبليغاتى بنام « نونهالان » داشتند . تصوير پدرم را چاپ كرده او را پدر « تربيت جديد » در ايران معرفى كرده بود . و تعجب اينجا است كه تولد پدرم را فقط او درست نوشته بود و با يادداشتهائيكه من از تبريز آورده بودم تطبيق ميكرد . رحمة اللّه عليه
تاليفات رشديه
بداية التعليم : براى سال اول ابتدائى 3 جلد ( جلد اول براى دو ماه اول جلد دوم جلد سوم براى پنج ماه آخر . )
صد درس براى كلاس دوم كلمات قصار
شرعيات ابتدائى براى كلاس دوم
كفاية التعليم جلد اول صد و بيست درس كلمات قصار ( تعليم املاء )
كفاية التعليم جلد اول و دوم اصلاح املاى اطفال ، كلمات قصار اخلاقى
نهاية التعليم ( نحو فارسى ) جلد اول
نهاية التعليم جلد دوم ( علمى ) در مجله راهنماى كتاب اين كتابرا از قديمىترين تاليف دستور زبان معرفى كرده بود .
صرف فارسى ( دبستان )
تربيت البنات كلمات قصار
تاديب البنات