بكرمان آمد و در تمام جنگهاى معروف شاه عباس ، با لشكريان كرمان در ركاب او بود ، از جمله در 1006 با ازبكان جنگيد ، باز در 1011 بجنگ عبد الباقى خان ازبك به خراسان شتافت ، در 1013 براى جنگ با روميان به آذربايجان رفت و تفنگچيان بافق و بهاباد خصوصا در حدود شماخى خدمات نمايان كردند تا در 1016 قلعهء شماخى مفتوح شد .
در 1022 گنجعلى خان ، براى سركوبى عشاير بلوچ و مكران ، از راه جيرفت متوجه بمپور شد و ملك شمس الدين حاكم آن حدود را دستگير كرد و در « كوچ - كردون » با مكرانىها جنگيده آنها را مغلوب نموده و جمعى كثير از رؤساى قنوج و دزك و قصر قند را به گروگان به كرمان آورد و در قسمتى از شهر جا داد كه امروز به كوچه مكرانيها معروف است .
باز در 1025 ، يعنى همين سالى كه مؤلف به سيستان رفته بوده است ، گنجعلى خان به آذربايجان رفت و با خواندگار روم جنگيد .
در 1031 به عزم تسخير قندهار رفت و در همانجا بود تا در تابستان 1033 ( و به قولى 1034 يا 1035 ) از بالاى بام هنگام خواب به زمين غلطيد و درگذشت . « 1 »
هيچ اطلاعى نداريم كه روابط محمد بن ابراهيم با خان حاكم چگونه بوده است ، اما از آنجا كه در تاريخ ملوك سيستان درين ايام روابط صميمانهاى بين حكام سيستان و خاندان آنان با گنجعلى خان حاكم كرمان مىيابيم و در « احياء الملوك » « 2 » چندين بار از روابط حكام سيستانى با گنجعليخان سخن به ميان آمده است ، و از طرفى در روايت محمد بن ابراهيم از قوم و خويش خود در سيستان كه ظاهرا جزء حكام بوده است : ، نامى برده شده است ، باحتمال ضعيف ميتوان حدس زد كه مناسباتى فيما بين بوده باشد .
سفر مؤلف به مشهد رضوى ، از طريق سيستان بود و براى گذاشتن پرسهء پسر خالهاش دو ماه در سيستان توقف داشته است .
هامش
( 1 ) - خلاصه از تاريخ وزيرى ، ص 279 تا 285
( 2 ) - نسخهء عكسى كتابخانهء ملى