- سه ساعت از دسته گذشته به شورآب « 1 » رسيديم . اسبها را باز نموده در قهوهخانه نشستيم . نان و تخممرغ و هندوانه و خربزه خريدارى شد و قرار شد كه زود حركت نماييم ، تأكيد كرديم زود اسب حاضر نمودند به گارى بستند ، ما هم سوار شده ، نهار در گارى خورديم .
- 4 از دسته گذشته به طرف نيشابور روانه شديم « 2 » .
- شش ساعت و نيم از دسته گذشته در بين راه به دهكدهاى رسيديم معروف به على آبادخرابه « 3 » ، در آنجا توقف نموده ، هندوانه و خربزه خريدارى شد با رفقا خورديم .
- چهار ساعت و ربع به غروب مانده حركت نموديم به طرف نيشابور . سه فرسنگ مسافت بود ، در بين راه آبادى زياد ديده مىشد .
- دو ساعت ربع كم به غروب مانده به نيشابور رسيديم در سر قبرستان گذر كرديم چون شب 14 شهر شعبان و از ايام البيض بود ، اجتماعى در قبرستان بود .
بعضى به قرائت قرآن ، بعضى به فاتحه و بعضى به روضهخوانى مشغول بودند .
فقرا هم از براى اخذ خيرات بسيار بودند . از آنجا گذشته ، جنب قلعهء شهر ، گارى خانه بود ، پياده شديم .
نماز ظهر و عصر را در علىآباد خرابه خوانده بوديم ، رفقا در قهوهخانه جنب گارى خانه چاهى خوردند . با رفقا به عزم تفرّج و خريد بعضى لوازمات به شهر رفتيم .
از دروازه داخل شديم ، قدرى كه رفتيم بازار بزرگى بود ، سبك دكانها و كاروانسراها و تجّار آنها مانند سبزوار بود و ليكن هواى خوش داشت كه مىتوان گفت بسيار از هواى شميران بهتر است و از قرار معروف ، روحانيت صبح آنجا را هيچ كجا ندارد ، و ليكن ما به اين فيض هنوز موفّق نشديم .
بارى قدرى در بازار گردش كرديم ؛ نان و پنير و انگور و هندوانه خريدارى شده به
هامش
( 1 ) . شورآب : دهى است از دهستان طاغنكوه بخش فديشه شهرستان نيشابور . « لغت نامه »
( 2 ) . تنها موردى كه معدود حذف شده عدد به صورت حسابى نوشته شده است .
( 3 ) . علىآباد خرابه : دهى است از دهستان ماروسك بخش سر ولايت شهرستان نيشابور . « لغت نامه »