امروز اگرچه سپهر اوج سعادت اين مملكت را ، انجمنان ، هريك چون ستارهء درخشان تابانند و اشراقات فيضيه به سوى تمام اهالى مىنمايند ، الحق مىتوان گفت كه اين انجمن در ميان انجمنان چون بدر تابان نمايان است و در ظل ذليل مجلس شوراى ملّى ، انجمن مقدس بلدى را كه خدايش ناصر است حامى و حافظ خواهد بود .
پس تمام افراد اصنافيهء دار الخلافه را فرض است كه اين اساس مقدس را از براى تأييد مبانى سعادت و تكثير اساس ثروت خود از صميم قلب اقبال نمايند و حقوق مشروعهء خود را از اين انجمن محترم استفاده فرمايند و هريك از ارباب حرفت و اصحاب صنعت ، در تكميل مشاغل خودشان - كه باعث آبادى مملكت است و يا از امور تجارت و زراعت است - تدبيرى به خاطر مباركشان برسد به اين انجمن اخطار فرمايند كه حتى المقدور در پيشرفت مقاصدشان ، همراهى خواهد شد .
و اين بىمقدار نگارندهء اين جريدهء مباركه هم ان شاء اللّه ، بعدها مذاكرات اين انجمن محترم را مع ترشحات افكار ناقص خود از امور مملكتى و سياسى و اخبارات و اطلاعات به توسط اين جريدهء ميمونه به عرض هموطنان خود خواهم رسانيد و از نواقص امورات كسبى و فوايد صنعت و حرفت ، آنچه بتوانم به عرض برادران خواهم رسانيد ، تا هر صنفى كه به شغلى مشغول است از روى بصيرت و علم از عمل خود فايده ببرد و عمر عزيز خود را كه سرمايهء حيات سعادت و زندگانى است به عمل بيهوده صرف ننمايد .
اگر به ديده حقيقت و به نظر دقت ملاحظه نماييم ، مىبينيم كه اين مملكت شش هزار سالهء ما ، در سابق چگونه به ازدياد حرفت و صنعت خود مىكوشيدند و چقدر از آثار صنايع غريبه و علوم عجيبه از ايشان به يادگار مانده كه انسان در ورطهء حيرت متحيّر خواهد ماند .
علايمى كه در تخت جمشيد و طاق بستان باقى است ، دليلى است واضح و حجّتى است مبرهن . ولى افسوس كه بايد امروز ، ما خون از چشم بريزيم و گريبان صبر پاره نماييم كه صنعت ما ايرانيان منحصر به ساختن جقجقه و سوت سوتك و قرقره و فوت
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص٣٧٦