نه ، اين گوشه اطاقى است كه بالاى او منارهء بلال است .
ده ، علامت پنجرهها است كه براى روشنايى گذاشتهاند كه اينطرف قدرى تاريك است .
يازده ، دو پايهء ديگرى كه گنبد مضجع منور حضرت صديقه بالاى اين دو پايه است .
دوازده ، استوانهء سرير .
سيزده ، استوانهء حرس .
چهارده ، استوانهء وفور .
پانزده ، استوانهء ابى لبابه .
شانزده ، استوانهء عايشه .
هفده ، استوانهء جنانه .
هيجده ، ستون بزرگ .
نوزده ، محراب مبارك .
بيست ، استوانهء مخلقه .
بيست و يك ، ستون بزرگ .
بيست و دو ، منبر مبارك .
بيست و سه ، محراب سلطان سليمان .
بيست و چهار ، جاى اذان نماز و مكبر .
بيست و پنج ، محراب بزرگ .
ستونهايى كه نصفهء پايين آن مرمر است . دو خط كشيده شده كه معين شود .
بيست و شش ، كتب على هذا الستون و ما يحاذيها حد مسجد النبى صلى الله عليه و آله و سلم .
ستونهاى خيارهدار ، به جهت آنكه فرق بوده باشد مسجد قديم با بنايى كه افزودهاند .
بيست و هفت ، حد ضريح است كه كشيدهاند تا به پايهء بزرگ كه علامت « هفت » دارد .
ارتفاع او يك ذرع است .
بيست و هشت ، چهلچراغ بزرگ است .
بيست و نه ، چهلچراغ بزرگ سفيد .
سى ، چهلچراغ قرمز .
سى و يك ، اطاق خواجهها .
سى و دو ، ايوان جلو اطاق كه خواجهها مىنشينند .
سى و سه ، تخت جاى اذان و مكبر .
سى و چهار ، ستون بزرگ .
سى و پنج ، ستون بزرگ .
سى و شش ، چهلچراغ قرمز بزرگ .
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٣٣٦