در اين ملاقات كه در رجب 1253 واقع شد نيكلا وعده داد كه در فتح هرات از مساعدت با محمد شاه كوتاهى ننمايد .
كامران ميرزا و يار محمد خان بتحكيم برج و باروى هرات پرداختند و بيش از 22 هزار سپاهى در آن شهر گرد آوردند و از عمّال سياسى و مهندسين انگليسى يكى كه « پوتين جر » « 1 » نام داشت با لباس مبدّل و بعناوين ساختگى « تاجر اسب » و « سيد علوى » و « طبيب » خود را به هرات رساند و با كامران ميرزا و يار محمد خان در تعمير حصار هرات و دفاع از آنجا جدا شركت جست .
محاصرهء هرات ده ماه به طول انجاميد « . . . زيرا حاج ميرزا آقاسى سوء تدبير بخرج داده شهر را از سه طرف در محاصره نگهداشته بود و براى اين كار چنين دليل ميآورد كه ناراضيها از سمت باز شهر مىتوانند خارج شوند و از اين راه به قواى دشمن لطمه وارد مىآيد « 2 » و بقول صاحب ناسخ التواريخ دليل حاجى اين بود كه : « . . . چون اطراف شهر را نيك حصار دهيم كار بر خصم صعب شود و در حراست خويش نيك بكوشد و حفظ حصار نيكو كند و كار ما بدرازا كشد . اما چون يك سوى شهر گشوده و راه فرار گشاده است چون لختى سختى بيند شهر را بگذارد و راه فرار بردارد . . . » « 3 » .
اين دستور حاجى كه شايد اساسا براى كاميابى انگليسها بود موجب اعتراض سران لشكر و حتى ميرزا آقا خان نورى گشت و گفتگوها از آن برخاست و سرانجام بعرض شاه رسيد و شاه نيز نظر امراء را تأييد كرد ولى حاجى دستبردار نبود ناچار بين فرماندهان اختلاف افتاد و كار بكام دشمنان گرديد « 4 » .
هامش
( 1 ) -Pottinger( 2 ) - تاريخ روابط ايران و افغانستان - احمد توكلى ص 49 .
( 3 ) - ناسخ التواريخ قاجاريه ج 2 ص 60 .
( 4 ) - « . . . چيزى كه بيشتر عايق نيل مرام شد اين بود كه باطنا امرا با هم مخالفت بهم رسانيدند و علىرغم يكديگر كار مىكردند . . . » منتظم ناصرى ج 3 ص 169 .