اندرونى نموده شمشيرى و سهلوله تفنگى بدست خود گرفته و دو جعبهء طپانچه در دست ايشيك آقاسيها بيرون آمدند ، و آنها را به رسم هديه و ارمغان به جناب ايلچى تعارف فرمودند و بعد باز بدفعات خود بنفسه مراجعت فرموده براى هريك از صاحبمنصبان تفنگى و جعبهء طپانچه بدست خود گرفته آورده مىداد و مىگفت : چون اين اسلحجات از اسباب مخصوصهء خودم بود شايسته دانستم كه در نزد جناب ايلچى و صاحب منصبان دولت ايران به رسم يادگارى از من بوده باشد . همه عرض تشكر كرده و جناب ايلچى كبير عرض نمود كه :
مذاكرات محرمانهء سفير و ناپلئون سوم
من علاوه بر اين يادگاريهاى جسمانى چندين يادگاريهاى روحانى از التفاتها و همهگونه همراهيهاى اعليحضرت امپراطور اعظم در دوستى و خيرخواهى خدمت اعليحضرت ولىنعمت خود مىبرم كه تا ابد الدهر فراموش نگرديده و على الدوام عزيز و با قيمت نگاهدارى خواهد شد .
بعد از اعطاى هدايا و تعارفات زياد زبانى از همه خداحافظ كرده مراجعت به اطاق خود فرمود ، و جناب سفير كبير را فردا بصحابت عاليجاه مسيو بيبرستن مترجم خود احضار فرمود ، بقرار نيم ساعت مشغول صحبت خلوتى گرديده بيرون آمد و از آنجا بمرتبهء بالا رفته شرفياب خدمت عليا حضرت امپراطريس شديم .
جناب ايلچى كبير عرض مرخصى و شكرگزارى از التفاتهاى اعليحضرت امپراطور و خود علياحضرت امپراطريس كردند ، و علياحضرت ايشان نيز اظهار خوشنودى و رضايت از دوستى دولت علّيه و امتنان از تحف و هدايائى كه سركار اقدس همايون براى ايشان و پسر وليعهد ايشان فرستاده بودند كردند . و از آنجا نيز مرخص و بيرون آمده خدمت