كتب و روزنامه مىشوند ، از همهچيز مستحضر خواهند بود . در اثناى گردش وارد بر اطاق بزرگى شديم كه جمعيت آنجا از آدمان اصيل و همه مشغول مطالعهء كتب و روزنامه و به آرامى نشسته بودند . به ورود آنجا همه سرپا برخاستند و جناب ايلچى يكانيكان به آنها تعارف به عمل آورد ، و از احوال آنها پرسيد ، و جواب موافق صواب دادند . ناخوشى ايشان را افاقه حاصل بوده ، و حالتشان قريب به اصلاح بود :
از جمله از اهل آنجا كسى نقاش خوب و مشغول نقاشى بود ، و يكى ديگر ساعتساز ، و شخص ديگرى از اهل آن مجلس [ در ] سكوت محض ، و مىگفتند هميشه به اين حالتست . جناب ايلچى كبير احوال او را پرسيد ، نگاه مىكرد و مىخنديد و حرف نمىزد . دور اين طالارها حجرات و تخت و رختخواب و همهء اسباب لازمه يك منزل را موجود داشت .
و حمّامى در هرمرتبه موجود ، و هفتهاى يكدفعه آنها را شستوشو نموده لباس ايشان را عوض مىكنند . رختشورخانهء مختصّى دارند كه زنهاى متعدده شب و روز مشغول شستن و خشك نمودن و اتو كشيدن و نمره گذاشتن و ترتيب دادن ، و انبار بزرگى تختهبندى و خانه خانه مرتب گرديده جاى لباسهاى شسته شده است كه دستهبدسته با نمره در آن خانهها ترتيب دادهاند .
و مكانهاى مختلفه موافق مزاجهاى ديوانگان در آن مكان مشاهده افتاد مثلا [ براى ] بعضى كه در اول ناخوشى ديوانهء زنجيرى مىشود ، اطاقهاى چوبى ساخته ، همهء زمين و ديوار را ماهوت كشيده و وسط آنها را پر از چيزهاى نرم نمودهاند . و هركس كه زنجيرى مىشود چند روزى در آن اطاقها مىگذارند اگر بخواهد خود را به دروديوار بزند همهجا را نرم
سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: حسين بن عبد الله سرابى
ص٣٦٨