داخلهء آنجا است كه به جهت حملونقل ذغال در آنجا راهآهن تعمير كردهاند ، و بواسطهء بخار دوچرخ بسيار بزرگ در سر چاه تعبيه نمودهاند ، يكى براى بالا كشيدن ذغال از چاه و ديگرى به جهت بالا و پائين آمدن عملجات . و بواسطهء اين چرخ بخار ذغال بيزحمت آدم از اين مسافت عميق بيرون مىآيد و همچنين عمله بدون اينكه خود حركتى بكنند هنگام ضرورت در بالا و پائين خواهد بود .
هنگامى كه سفارت كبرى در كنار چاه بود چيز غريبه كه مشاهده شد اين بود كه يكباره بقرار يكصد نفر عمله متوالى با صورت سياه چراغى بكمر بسته با نردبان طنابى از چاه بيرون آمدند . و در جنب اين معدن كورههاى بسيار بزرگى ساخته كه ذغال را در آن كورهها بخارش مىگيرند ، و در جاهاى ديگر به كار مىبرند . و كورهها براى آب كردن آهن ساختهاند كه هركوره پنجاه ذرع در پنجاه ذرع است آهن را در آن كورهها آب ميكنند ، و كثافات آن را مىگيرند ، دوباره صاف شده را بكورههاى كوچك مىريزند ، و دوباره آنها را تصفيه نموده مثل آب صاف مىنمايند . و بواسطهء بخار چرخها و سندانها در كار است ، آهن آب كرده را بقالبها و لولههاى مختلف ريخته اسباب حاضر و آماده بيرون مىآورند . اين كارخانه مشهورترين كارخانههاى يورپ است .
چرا ايران كارخانهء ذوب آهن ندارد ؟
جناب ايلچى كبير بقرار چهار ساعت درين كارخانهها گردش و رسيدگى نمودند ، و از رئيس آنجا خواهش نمودند كه يك نفر استاد كامل براى آب كردن آهن پيدا نموده براى ايران رفتن نزد ايشان بفرستند . مشاراليه نيز تعهد كرد كه آدم قابلى پيدا و روانه دارد .
و ژنرال مزبور از روى تعجب از ايلچى مىپرسيد كه باوجود معادن