مقصود از تربيت انسانى استراحت روحانى و آسودگى جسمانى است ، اين در رفتار خودش است ، ولى بايد آن را مثل قشونى تصور كرد كه ظفر آن ميسّر نمىشود بدون فدا و بدون قربانى . اين راههاى سريع السّير كه آسان كردهاند مراودههاى مردم را ، و باز نمودهاند به تجارت راههاى جديده ، و جابجا نمودهاند منافع را و عقب انداختهاند ممالكى را كه هنوز از اين اسباب محروماند ، و اين چرخهاى بخار بغايت پرمنفعت كه زياد كردهاند كارهاى مردم را و جابجا نمودهاند در اول بعضى مردم را ، و بيكار گذاردهاند در آخر اكثرى را ، و اين معدنها كه منتشر كردهاند به عالم منافع و نتايج نامعدود ، و اين افزايش وسعت مردم كه ده مقابل زياد كرده است مصارف و ما يحتاج را و پهن كرده است خرجهاى مختلفه را ، و برانگيخته است همهچيز را به قيمت اعلى ، و اين چشمهها [ ى ] هرگز خشك نشدهء دولتمندى كه نام او اعتبار و زائيده از تعجب و سحر است ، ولى اغراقات و زيادهروى در معاملات لاجرم منجر مىشود به خرابيهاى شخصانى « 1 » ، در آنوقت لازم مىشود بدون اينكه پيشبندى بشود ، يعنى دست مردم بسته بشود اعانت بكنيم كسانى كه نمىتوانند در سير خود سرعت داشته باشند ، و بايد بعضى را محرّك و بعضى را اصلاح نمود ، و بعضى از اين جماعت حريص و مضطرب را وظيفه قرار داده مراعات كرد كه در اين مملكت فرانسه همهچيز را از دولت منتظراند بهركدام اينها بايد ملاحظهء حدود نمودن و به قدر امكان و واضح كردن و منتظم داشتن ، اين است حقوق ما و بايد تصديق و قبول نمود كه مملكت در ترقى است زيرا كه باوجود جنگ و گرانى اسباب
هامش
( 1 ) - كذا در اصل .