كه موافق عدالت ، رفع همهء اين غايله گردد .
و همچنين در بغداد ، قرانتين خانقين « 1 » و عدم اعتناى والى آنجا در امورات اتفاقيهء تبعهء دولت عليهء ايران ، چنان كه چند روز قبل كاغذ عاليجاه كارپرداز دولت عليهء مقيم بغداد را خان مصلحتگزار خود به نظر شريف رسانده و خوانده و ترجمه كرده است . و حسب الاشارهء جناب صدراعظم ترجمهء كاغذ مزبور را با تقرير سفارت به مقام خارجه فرستاده است . كارپرداز از مشاراليه اينقدر كه بخان مصلحتگزار نوشته است ، واضح است كه خدمت اولياى دولت ايران چه تفصيل خواهد نوشت ، و پس از آنكه اولياى دولت علّيهء ايران اين گونه حالات را مشاهده و ملاحظه نمايند ، تا چه درجه مكدّر و مأيوس خواهند بود . بارى بعضى در فقرات بغداد و سرحدات و غيره شمرده و بعد گفتند كه ان شاء اللّه بايد در اين خصوصات قرار درستى و محكمى داده شود كه مايهء رفع اين مواد كه سرحدداران و مأمورين عثمانى مرتكب ميشوند بشوند .
جناب صدراعظم جواب دادند كه همهء اين اظهارات جناب ايلچى كبير صحيح و درست است . اولا بايد درهمه حال سرحدات دولتين در كمال امن و استراحت باشند ، و ثانى خودم ان شاء اللّه سركشى و ملتفت بهمهء اينها ميشوم و حتى المقدور كسانى كه بىاعتدالى مينمايند ، بعضى را تنبيه و بعضى را توبيخ و برخى را هم تأديب مينمايم ، و احكامات اكيدهء عمومى نشر و اعلام ميسازيم كه از ظهور حركات خلاف ، بسياربسيار حذر نمايند .
و اگرچه بعضى آدمها از خاك ايران به اين طرف ميآيند ، اما خدا
هامش
( 1 ) - در اصل : خانقى .