تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
نموده است ، در خط حدود ايران اقامت كرده ، شب كه مىشود براى دزدى و هرزگى و خسارت به خاك ايران ميگذرد ، و چون به همه جاى ايران بلد است ، نهب و غارت اموال ايرانى را كرده و بعضى را تطميع مىكند ، و كاروان مىزند و انواع اقسام مفسده‌ها را بظهور آورده ، باز مراجعت به خاك عثمانى مينمايد . در صورتى كه او خود تبعهء دولت علّيهء ايران باشد ، چرا بايد او را مأمورين اولياى دولت عثمانى تصاحب نمايند ، و او هم جسارت پيدا كرده به خاك ايران بگذرد ، و مرتكب ضرر و خسارت شود ؟ و هم‌چنين در سرحد خوى و كردستان و غيره كه تفصيل همهء اينها در كتابچه مسطور و بيان داده شده است . و از تازه‌ها اين است : غفور خان زرزا كه مدتى در دار الخلافهء طهران محبوس بود ، واسطه برانگيخته مرخص شد . حال پنج شش هزار تومان اصل مال ديوان را برداشته به خاك عثمانى گذشته است . در اردبيل و موصل « 1 » در كمال اعزاز او را استقبال كرده‌اند ، بطورى كه به سفرا آنطور احترام نميشود و قس على ذلك . گفتند و بديهى است جناب صدراعظم بهر علم محيط هستند . همهء اين حالات مغاير دوستى و مودت و منافى مضمون عهد و شرط است . چرا بايد اين گونه اشخاص كه خالى از غرض نيستند و بهواى نفس خود رفتار مىكنند ، در اين طرف قبول بشوند « 2 » و موجب پاره‌اى قيل و قال شوند ؟ اولياى دولت علّيهء ايران آرزو دارند كه از جانب وكلاى دولت عثمانى در اين خصوصات اعتناى كامل بظهور آيد ، و بطورى صرف افكار فرمايند
هامش
( 1 ) - در اصل : موسل . ( 2 ) - در اصل بشود .
سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 111 | حسين بن عبد الله سرابى / كريم اصفهانيان و قدرت الله روشنى