ميشوند ، اما اين فقره بسيار ملاحظه و مطالعه ميخواهد .
جناب امين الملك گفت كه بديهى است در اين خصوصات ، ملاحظات كافيه بايد « 1 » بشود و عرض كردن اين فقره در اين مجلس نه از اين راه است كه حالا اقدام به اين امر بشود ، چون براى عرض كردن افكار اولياى دولت علّيهء ايران به خدمت جناب صدراعظم مأموريت مخصوصى داشتم ، لهذا در اين مجلس عرض كردم ، اولياى دولت عثمانى هروقت را مناسب و مقتضى دانيد كه صلاح دولت عثمانى باشد ، براى ربط اين اتفاق ، دولت علّيهء ايران حاضر است . اين فقره هم در اينجا ختم گرديد . اما چنان كه در مجلس مكالمه جناب فؤاد پاشا مسطور است معلوم خواهد شد كه بيك ملاحظه احوال انگليسها را در چه درجه معتنابه « 2 » ميدانند .
فقرهء ديگر
گفتگو دربارهء مناسبات ايران و عثمانى
جناب امين الملك گفت از آنجا كه مراتب انصاف و حقانيت جناب صدراعظم مثل آفتاب روشن است ، حسب المأموريه بعضى مسايلى كه دولت ايران با دولت عثمانى دارند ، بايد اين بنده على التفصيل به وكلاى دولت عثمانى اظهار دارم . و چنان كه يك دو دفعه به جناب فؤاد پاشا اظهار كردهام ، لازم ميدانم هم « 3 » فقرات آنها را بر سبيل اجمال خدمت جناب صدراعظم بيان سازم ، و از عدالت كاملهء خود التفات به قرارداد آنها فرموده مدت قليلى كه در اينجا هستم ، جواب و قرارمدار آنها را به بنده اعلام فرمايند .
هامش
( 1 ) - در اصل : باشد .
( 2 ) - در اصل : معتنا .
( 3 ) - در اصل چنين است و « اهم » مناسبتر به نظر مىآيد .