از دولت عثمانى وجه معاش ميگيرند ، اين هم يك نوع ضرر است ، و ليكن چون دولت علّيه يك رعايت را به قواعد جاريهء عموميه دارد ، به هيچ وجه نميتواند از دايرهء آن قاعده بيرون برود .
بناء عليه در ارجاع اين گونه ملتجيان بيان معذرت مىكند و چنان كه مقدما بعضى از اهالى لهستان « 1 » به دولت علّيه التجا كرده بودند دولت روسيه و نمسه هردو ارجاع آنها را مطالبه مينمودند و بنده خودم براى اين ماده با سفارت به پطربورغ رفتم و حتى دولت علّيه آنوقت براى اين ماده ناچارا بافتتاح ابواب محاربه حاضر شده بود ، با همه گفتگو و مذاكره صلاحيت بارجاع آنها پيدا نكردند ، مگر همين قدر قرار داده شد كه ملتجيان مرقومه ، از خاك و خط سرحدات روس و نمسه دور باشند ، يعنى در وسط ممالك عثمانى به آنها [ اجازه ] اقامت داده شود ، بناء عليه بموجب اصول دولت علّيه ملتجيان را مجبور نميتواند بكند كه مراجعت نمايند .
جناب امين الملك جواب دادند اينكه فرمايش كرديد در خصوص تجاوزات سرحديه از دو روى است ، از جانب سرحدداران دولت عثمانى هم مكاتبات به وكلاى دولت عثمانى مينويسند ، چون منظور از همهء اين تفصيل و دردسر ، تسهيل امورات است ، لهذا همهچيز در دنيا يك ميزانى دارد ، هرموادى را هم از سبك و سياق اگر بتماميها دريافت نشود ، سررشته لا محاله پيدا ميتوان كرد . اين شكاياتى كه از طرفين واقع است بنده نميگويم مطلق حق به طرف من است و ليكن بايد باصل و اساس شكايات طرفين با كمال حقانيت رويت شود ، بعد از آنكه هركدام ، ثابت
هامش
( 1 ) - در اصل : لهنان .