تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
محكم باحضار اينجانب شرف صدور يافته كه در خدمت شجاع السلطنه بعراق رفته باشم و خلعت آفتاب طلعت را بالقب و مهر فرمانفرمائى به جهت اينجانب مرحمت فرمودند . چون اينجانب وقت را مقتضى نديده خلعت را پوشيده و مهر مبارك را بر ارقام نزده منتظر فرصت و وقت مىبودم ولى حسب الامر اقدس تدارك خود را ديده از بوشهر بناى عزيمت شيراز را نموده كه درين بين اخبار رسيد كه خانعلى خان رستمى كه از طوايف و رئيس « ممسنى » مىباشد ، جمعيتى فراهم آورده قريب شش هفت هزار كس از پياده و سوار از غوغاطلبان غوغاى خانعلى خان رستمى و فتنه‌جويان « ممسنى » و الوار « كوه كيلويه » فراهم آورده و از « ماهور مهلاتون » « 1 » بر سر مضافات آمده بقلعه « شول » حيات داود كه رسيد اهل قلعه پادارى كرده او را جواب گفتند و مشار اليه بر روى قلعه اسب تاخته و تفنگچيان يورش برده در حملهء اول يكصد و پنجاه نفر از از الوار و اتباع او مقتول و كرة اخرى روز روشن نيز به يورش پياده آن قلعه را به تصرف درآورده و شمشير انتقام بر قلعگيان گذارده و چهارصد نفر از زن و مرد مقتول ساخته ؛ نسوان آن جماعت را بىسيرت كرده و اموال ايشان را غارت نموده اهالى مضافات و حيات داود از خوف جان و عيال بر او جمع شده جمعيتى كامل بهم بسته ارادهء تسخير بوشهر در نظر دارد . بعد از استماع اين مقدمه دفع آن ناپاك فتنه‌جو را اهم از رفتن شيراز دانسته باحضار خوانين « دشتستان » و جمعيت آن سامان اشاره نموده از هرطرف جمعيت وافر به جهت دفع آن ظالم فراهم آمده و ليكن از
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس ماهور ميلاتى .