تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
شادروان احمد كسروى كه به عقيدهء بنده به تمام معنى دانشمند و محقق و پاكدامن بوده و كتابهاى تاريخش معتبر و مستند شناخته شده در تاريخ پانصد سالهء خوزستان صفحهء 193 مينويسد : « گفتيم كه فتح عليشاه بخش جنوبى خوزستان را جزو فارس كرده به پسر خود حسين على ميرزا سپرد . حسين على ميرزا در آغاز فرمانروائى خردسال بود ولى سپس كه بزرگ شد يكى از شاهزادگان توانا و كاردان گرديد » . نگارنده نه محقق هستم و نه تاريخ‌نويس و صرفا باحترام صلهء ارحام و انجام يك وظيفهء اخلاقى و اجتماعى اقدام به تصحيح و تكميل سفرنامهء رضا قلى ميرزا كردم و به حقيقت و راستى هم حتى بيش از حيثيت اسلافم پابندم و بر خلاف آنچه شادروان عبد اللّه مستوفى در صفحات 29 و 40 تاريخ قاجار نوشته است ميتوانم به ايقان كامل نظر بدهم كه حسين على ميرزا شاهزاده‌يى كاردان و لايق و داراى اخلاق ستوده بوده ليكن بر خلاف بسيارى از برادرانش بىباك و ماجراجو نبوده و سليم النفس بوده است و اگر تحريك برادرش حسن على ميرزا شجاع السلطنه و تشويق عبد اللّه خان امين الدوله وزير اعظم فتح عليشاه نبود و بعلاوه ظل السلطان برادر كوچكترش در طهران به تخت سلطنت نمىنشست شايد به خيال سلطنت نمىافتاد و خود و خانواده‌اش را دوچار مخمصه و بىخانمانى نميكرد . رفتار محمد شاه هم با او با وجود سركشى و عصيانش زياد بد نبود زيرا برادرش شجاع السلطنه را كور كردند ولى فرمانفرما را در منزل منوچهر خان معتمد الدوله يا بقول هدايت در عمارت خورشيد تحت‌نظر داشتند و چند تن از نوكرهاى خاص او را بخدمتش گماشتند ولى ديرى نپائيد كه در ربيع الاول 1251 ( در ناسخ - التواريخ 1252 ياد شده و اشتباه است ) به ناخوشى و با درگذشت . نجف قلى ميرزا والى پسرش در كتاب رموز السياحه مىنويسد : « سركار فرمانفرما از آن بليه ناگهان به دار جنان خراميد . نعش او را