نميدهد . گاه شود « 1 » كه باتفاق يكديگر به ممالك بعيده رفته « 2 » تا يكسال
سفر ماه عسل
و دو سال سياحت و تفرج در ممالك ميكنند و در هر مملكت بعضى باغات و عمارات مخصوصى همين امر ساختهاند كه اگر كسى مزاوجت كند زن و مرد در آن مكانهاى خوش آبوهوا رفته هرقدر كه مايل بر توقف باشند بفراغت خاطر با يكديگر بسر خواهند برد و بعد از انقضاى ايام سير و تفرج كه به خانه و منزل خود مراجعت مىكنند آنوقت دوستان و ياران به تهنيت و مباركباد نزد ايشان خواهند آمد .
و هر زنى كه شوهر كند اسم شوهر را برميدارد يعنى اسم مرد را اطلاق بر زن مىكنند و مادام آنكه شوهر نكرده است اسم قبيله بر او اطلاق شود « 3 » و بعد از اينكه شوهر كرد او را باسم شوهر ميخوانند و دختر تا شوهر نكرده است او را ميس « 4 » ميگويند بعلاوه اسم طايفه ، همين كه شوهر كرد او را ميسيز « 5 » گويند بعلاوه اسم شوهر .
و اسماء در فرنگستان « 6 » بر دو قسم است يكى اسم مشترك « 7 » است كه همه قبيله و سلسله موسوم به آن اسم مىباشند و ديگر اسماء مخصوصه
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : و گاه مىشود .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : ميروند .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : مىشود .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : مس .
( 5 ) - اصل و مجلس : مستر و غلط است .
( 6 ) - اصل و مجلس : و در فرنگستان اسامى .
( 7 ) - اصل و مجلس : عام و مشترك است .