شما را روانهء بغداد نمايم . گارى ما را حاضر نموده مهيّاى رفتن از شهر لندن شديم .
قريب به ظهر جمعى از بزرگان و آشنايان حاضر گشته يكيك ياران را وداع كرده از شهر لندن بيرون آمديم . مدت توقف ما در لندن « 1 » طول كشيده ولى هر روزه به باغى و هر لحظه به تماشائى « 2 » روز و شبى نميرفت « 3 » كه به ضيافت نمىرفتيم . گاه بود كه در شبى بيست خانه ميهمان بوديم و ميسر نمىشد كه هرجا رفته باشيم بهركس « 4 » كه زودتر وعده داده آنجا مىرفتيم از « 5 » صغير و كبير مملكت نه اينقدر محبت و مهربانى ملاحظه كرديم كه بتوان شمه [ اى ] از آن تحرير نمود . در آن « 6 » مدت قليل اينقدر آشنا و دوست به جهت ما بهم رسيد كه در هنگام مفارقت رقت دست داده و منزل ما در توقف لندن در « ميوه هتل » « 7 » كه اول هتلها است بوده مخارج ما در ايام توقف در لندن از سركار دولت بوده الحق كمال مهربانى را فرموده كه ما را نهايت خجالت حاصل است .
هامش
( 1 ) - طبق ترجمهء انگليسى تقريبا چهار ماه . ف . در نسخهء نفيسى به خط ديگر :
سه ماه الا سه روز . نسخهء مجلس : ندارد .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : تماشائى بوديم .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : نگذشت .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : لهذا بهركس .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : و از .
( 6 ) - نسخه اصل و مجلس : و در آن .
( 7 ) -Mivarts Hotel. ف .