تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
او نداى بيچارگان را مىشنيد و ميدانست * كه از او كمك ميخواهند و كامياب بازميگردند
او مرد حرف نبود و شترش را ميخوابانيد * در برابر نيازمند و مىگفت چه ميخواهى
اگر هم نيازمندى بهمهء درخواستهايش نمىرسيد * ولى بسوى مردى كه نياكانى بزرگوار داشت رفته بود
بسته‌هائى براى بردگان و گروه‌هائى براى مهمانى داشت * و بهنگام ترس و ناگواريها بردبار بود
وقتى كه آقائى از آنها بميرد آقائى ديگر برمىخيزد * بزرگوارى كه بزرگوارى آنها استوار و پابرجاست « 1 » .
( 1 )

5 - حسن

حسن سيد بزرگوار و گرانقدرى بود كه به وصيت امام حسن توليت صدقات را به عهده داشت . او به همراه عمويش حسين ( ع ) در معركه عاشورا شركت كرد و در ركاب آن حضرت جنگيد تا با جراحت زياد بر زمين افتاد ، وقتى كه سپاهيان فرومايهء كوفه آمدند تا سرهاى شهيدان را جدا كنند ، در حسن نيمه رمقى يافتند ، در اين وقت اسماء بن خارجهء فزارى كه از دائيهاى او بود وساطت كرد تا از قتلش دست برداشتند ، اسماء حسن را به كوفه برد و درمان كرد و بعد بمدينه فرستاد . حسن ، توليت صدقات جدش امير المؤمنين را به عهده داشت و با دختر عمويش فاطمه دخت حسين ( ع ) ازدواج كرد . وقتى كه حسن از دنيا رفت ، فاطمه در مرگش زارى فراوانى كرد و بر قبر او خيمه‌اى برپا ساخت و يك سال شبها را به عبادت و روزها را به روزه‌دارى گذرانيد « 2 » .
هامش
( 1 ) - حدائق الورديه ص 107 ( 2 ) - بحار 10 / 138 ، تنقيح المقال 1 / 272