ز مشترى بود اين شعر واسط العقد است * كه در فروغى و خاقانى دروغى گفت
نخست بايد . . . زنِ فروغى را * وزان سپس زن خاقانى دروغى را
بلى مرحوم حاجى ميرزا ابراهيم مشترى تخلص اصلا از اهل خراسان است ولى در تهران نشوونما ميكرد . و من او را در بيست و پنجسال قبل چند بار ملاقات كردم .
اشعار آبدار خود را براى من خواند . نهايت امتياز در آن اشعار ديدم . وى در آن دوره از اساتيد بود بيشتر اوقات بهجو مىپرداخت لكن در مديحهسازى هم نخبهء روزگار بود ميرزا مايل افشار بسى او را هجوها كرد و مشترى هم او را بسيار طرف هجا ساخت .
اگرچه مايل افشار چند هجاى نغز دربارهء مشترى ساخته است لكن مايل نزد مشترى مثل زحل محسوب ميشد . سمت شاگردى به مشترى داشت . فضل و ادب و اطلاع بر كلمات عرب با او نبود ولى مشترى بذلهگو ، شاعر و ماهر ، و سخنگو و مجلسآراء بود . با آنكه زبان هجا داشت ولى هميشه متبسّم و خندان و خوشرو بود . ميرزا مشترى مرحوم در هجو ميرزا فروغى مرحوم يعنى فروغى اول « 1 » كه بهترين غزلسرايان روزگار بود ، و در هجو خاقانى محلاتى كه حالا پسرش حاجى ميرزا رضا متخلص بصفا خط را نيكو نويسد ، ترجيعبندى ساخته بود كه اين دو بيت از آن ترجيعبند است .
بفتوىِ دو جهان ديده مفتى كامل * حكيم الهى و آقا محمد دائى
نخست بايد . . . زنِ فروغى را * وزان سپس زن خاقانىِ دروغى را
آقا محمد دائى از علماى فقه و اصول تهران بوده و در مرافعه مسندى بسيط داشته است . خانهشان در محلهء حياط شاهى نزديك اول بازارچهء پامنار در كوچه طويلى بوده
هامش
( 1 ) - مراد فروغى بسطامى است . دربارهء مهاجرات شعراى دورهء قاجاريه و حاميان آنها اشارهاى در كتاب « زندگانى خصوصى ناصر الدين شاه » تأليف نوادهاش مرحوم دوستعلى خان معير الممالك هست . هركه خواهد بدانجا مراجعه كند .