نمك ، رنگ ، از اينرو چاركان خوانند . تا آشوراده « 160 » 315 ورست است . اين جزيره را چارگوشه و برون مشهور است . :
1 - برون جنوبى را درويش گويند كه بندرگاه بوده و به قراكول دريا مشهور .
2 - برون شمالى را طول 18 ورست و آن را كوفلجى و كرتيكه گفتندى . بندر خوبى است . ميانه چاركان و سواحل تركمان اين دو برون است .
3 - ايكيك
4 - شاه درويش
از اين جايگاه گذشتن براى كمى آب دشوار . در تمامى اين جزيره از هر باب 1000 عدد چاه نفتى است . نفت گل سياه و سفيد است و از ريك در ديگ جدا نموده در چاهها انبار نمايند و هرگونه رنگها دارد . معادن مشهوره نمكى كه در اطراف كوه چارك است : پارس ، پارسو ، مرزىبك ، زمين اينجا شورهزار و بىعلف ، ولى در پائيز مرغوار چيزى رويد ، آب بسيار كم [ دارد . در ] آنجا 300 خانوار است . و تجار . . . « 161 » خودند . چهارپا كم ، چه ، براى چريدن به جزيره آىداغ بايد برد . آىداغ در جنوبى چاركان است . طول آن 40 ورست عرض 3 ، زمين چون زمين چاركان ولى آب آن بهتر . 30 خانوار چادرنشين خربزه كارند .
يوردچكشلار - 200 چادرنشين از همه به آب نيازمندتر .
قانع به يك چاه . تا چاركان 7 روز راه بىآبادى است . در عرض راه تپهايست كه سارى تپه گويند آب جوشان دارد . در جنوبى آن آقتپه است . تا كناره دريا 7 ورس گويند آنجا چند تپه آتشفشان بوده ، در اطراف آن « 162 » چند حمام معدنى است .
هامش
( 160 ) - در سراسر متن اين كلمه به شكل « عاشوراده » آمده است .
( 161 ) - يك كلمه خوانده نشد
( 162 ) - متن : او