تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بازدارد . « 104 » فرخان دانسته با طناب وى را خفه ساخت . و فرمان داد در نزديكى آمل در ديه اويجان به نام سارويه پسر خود اين شهر را بنا نهادند . نخست شهرى بزرگ بود . و متاع آن ابريشم . در 936 به واسطه سيل يا زمين لرزه ويران شده . ساكنين جايگاه خود را در دامنه كوه ساختند . اكنون سارى قديم ديه شعبان است و آثار آن پديدار . از ابنيه سارى قديم ، امام‌زاده يحيى است . بناى آن از هرون - الرشيد است . و اتمام آن از مازيار . و صومعه [ اى ] كه شاهزاده محمد سلطان رضا در آن است . با قبر كيفعلى شاه كه گويند : [ او ] سنگى داشته كه هر فلزى را زر كردى . در وقت مردن [ آن سنگ را ] به رود تيجن انداخت . همچنين گويند به دستيارى علوم خبايا و خفاياى آنجاها را پيدا كرده ، در گوشه سنگ قبر خود نوشت : من بنده به دستيارى درويشى شاه نام از زن متولى آن‌جا خواستم صورت آن را داد كه اكنون هم در نزد مترورن ضبط است [ كذا ] . در شرقى شهر ، تل‌هاى آجرين و سنگين است . گويند اثار برج‌ها و منجنيق‌هاى سلم و تور است كه به كين‌خواهى ايرج در دست منوچهر كشته گرديدند و فرمان داد كه بالاى قبر آنها گنبدى ساختند و به نام سلم و تور باقى است . كلمين گويد وقتى انجا بوده ، در سارى هفت برج ديده ، نام‌هاى آنها : فريدون ، ايرج ، سلم ، تور ، ساحل ، گشتاب ، لهراسب . گويند علامت قبر سلم و تور مناره‌سان و مدور بود . [ و راه آن مسدود ] . 250 « 105 » ارتفاع داشت و حسام الدوله حكمران ديلمان در 500 آنجا مدفون شد ، اين مناره‌ها به پايه [ اى ] استوار بوده‌اند كه محمد شاه آنچه خواست با توب منهدم سازد نتوانست . بالجمله افسانه‌ها از گنج و غيره درباره آنها گويند . گويند در ايام سلم و تور دو چاه در آن شهر بوده ، از آنها بادهاى سخت وزيدى چون آن مناره ويران شد آن باد فرو نشست .
هامش
( 104 ) - متن : داد ( 105 ) - ضريب 250 مشخص نيست