[ بخش ششم ] [ از استراباد به شهر اشرف ] [ راه از دهكدهء جرّ به بلوك كلباد « 1 » از محال مازندران ]
از بابت راه از قريهء جرّ به عمارت تپهء كلباد منمحال مازندران كه سه فرسخ است ، از محلهء جرّ داخل در خيابان شاه عباس مىشود ، از دو جوى آب گذشته رودخانهء چوباكنده است ، و دورهء خيابان جنگل ، از دو پل چوبى و جوى آب رد شده رودخانهء نوكنده مىباشد ، و قبرستان ايشان همه در سر راه مىباشد ، و درخت گردو و توت هم بسيار دارد مىرسد به ليوان كه چاپارخانهء دولتى در آنجا است .
از پل چوبى و جوى آب و جنگل ملو « 2 » و كلخرابه به جرّ كلباد مىرسد كه حد سد استراباد و مازندران مىباشد كه جاى دروازه و خندق و خاكريز از دامنهء كوه الى كنار دريا است .
و تحقيق اين عبارت اين است كه در ايام شاه عباس ماضى در انتظام امر مازندران و استراباد اهتمام تمام داشت . به ملاحظهء تاخت طوايف
هامش
( 1 ) - به ضم كاف .
( 2 ) - به فتح ميم و ضم لام و سكون واو .