تركمانيه مقرر فرمود كه از حوالى كوه متصل به اشرف البلاد تا ساحل لب درياى خزر كه طولا چهار فرسنگ است ، خندقى عميق كندند كه سوار از آن نتواند گذشت . و راه عبور مازندران به استراباد منحصر به آن معبر است .
و هرگاه كسى در آن معبر مىنشست راه ديگر از استراباد به مازندران نبود .
چون جرّ به معنى شكاف است ، و اين جرّ در حوالى كلباد واقع است ، به جرّ كلباد مشهور شده ، ليكن در اين زمان خراب شده است . و چندين راه دارد .
[ بلوك كلباد ]
از جرّ گذشته داخل در بلوك كلباد است . و راه خيابان اكثر جا به دامنهء كوه واقع مىباشد كه در اين راه باغ توت و انار بسيار است ، مىرسد به رودخانهء كرند « 1 » كه معدن مس و آهن و سرب دارد . از قبرستان و باغ توت و جنگل گذشته دست راست آب دنگ است . و در پايهء تپه عمارت واقع است .
و سربالائى مىباشد كه از سنگ ، فرش نمودهاند [ كه ] به قدر يك ميدان مى - شود . مىرسد به بنياد تپهء عمارت كه دوره خندقى حفر نمودهاند كه ديوارش بلند و خاكريز مثل قلعه است . از دروازهء معيّن داخل مىشود كه عمارات اندرونى و بيرونى و حوض آب و حمام و ديوانخانهء سفالپوش و چند در خانههاى نوكران گالىپوشى است . و بيرون دروازه باغ توت و خانههاى گالىپوشى مىباشد . و آبش از كوه مىآيد . و به غير از اين راه كه معين است راه ديگر ندارد . بسيار جاى باصفا و دلگشا است . كه صحراى تركمان و درياى خزر و آشوراده و بندر جز و ميان كاله و محلات كلباد و انزان ، همه نمايان مىباشد ، و اين عمارت تپه از بناهاى ميرزا محمد خان كلبادى است كه
هامش
( 1 ) - به ضم كاف و فتح راء و سكون نون و دال .