و قبل از پانزده سال قرار مواجب و مداخل خان جعفرباى از بابت باج نفت چركن بود كه اقورجلىها ، با نو حمل كرده به ولايت استراباد و مازندران مىفروختند [ و ] به خان جعفر باى مىدادند . بعد اين قاعده موقوف شد . حال هركس [ كه ] خان جعفرباى است از حكمران استراباد در عرض سال مبلغ پنجاه تومان نقد و ده خروار شالى و يك خلعت كه يك ثوب جبهء ماهوت باشد ، دريافت مىنمايد . به غير از اين مداخلى ندارد و نمىتواند دينارى از او به تركمان بگيرد . و حكم چندانى هم در ميان تركمان ندارد .
[ زن تركمان ]
و زنهاى تركمان الى سى سال گلين « 1 » يعنى عروس ، مىباشند [ و ] بايد چارقد قرمز به سر خود ببندند . از سى سال كه گذشت چارقد سفيد سر مى - بندند . و جميع كارها را زنها مىنمايند از قبيل : [ ماليدن ] نمد و [ بافتن ] جل اسب و قالى و پلاس و خورجين و توبره و تنگ اسب و غيره .
و قاعدهء تركمان اين است [ كه ] از براى زن بيوه از دختر زيادتر خرج مىكنند ، به علت اينكه مىگويند : زن بيوه كاملتر و عاقلتر و كاردانتر از دختر مىباشد . از براى دختر دويست طلّا و از براى زن بيوه هزار طلّا خرج مىكنند كه هر طلّا سه قران بوده باشد .
و دختر اگر از حرام حامله بشود ، به او چيزى نمىگويند . و زن شوهر - دار در صورتى كه شوهرش نباشد ، زنا بدهد و حمل بردارد ، به او هم چيزى نخواهند گفت . هرگاه شوهر زن خود را در عمل بد با ديگرى ببيند بايد هر دو را بكشد ، اگر به تنها فاعل و يا مفعول را مقتول نمايد ، او را خواهند كشت .
هامش
( 1 ) - به فتح گاف .