در بين راه آنچه مترددين كه به شاهرود مىرفتند و از شاهرود به استراباد مىآمدند ، تماما را نگهداشت كه خبر به استراباد نرسد و يموت آگاه نگردد .
يك ساعت از شب 29 شهر مزبور گذشته پشت دروازهء بسطام با جمعيت خود وارد گرديد و هيچيك از اهل استراباد و محالات و تركمان ، آگاه نگرديدند .
در همان شب بلافاصله با مشعل بسيار و فانوس زياد از دروازهء سبز [ ه ] - مشهد به طرف تركمان روانه گرديد . نصف از شب گذشته به آب سياه رسيد كه دو فرسخ به شهر است . در آنجا بقيه از شب را اقامت داشت كه آخر قشون برسد .
اول طلوع صبح از آنجا ايلغار كرده اوبههاى درياقليخان كه خان كل طوايف جعفرباى است [ را ] احاطه كرد . چون قبل از رسيدن ايلخانى به آن مكان ، مردان اوبه خبردار شده فرار كردند . آنهائى كه توانستند عيال خود را بردند و آنهائى كه نتوانستند جريدهء جان خود را از ميان در بردند .
و لشكر بناى غارت و گرفتن اسير گذاشتند . قريب چهارصد زن و بچه و مرد دستگير شد و اموال زياد به دست آمد . بقرار بيست نفر از طوايف تركمان مقتول و پانزده نفر از لشكر اعليحضرت پادشاهى زخمدار شد .
مقرب الخاقان ايلخانى به قدر يك ساعت نجومى ، در آن مكان ايستاد كه خلق از گرفتن مال و دستگير نمودن اسير فارغ البال گرديدند ، از آنجا با مال و اسير و اسباب ، پنج ساعت از روز گذشته وارد شهر استراباد گرديدند .
اسرا را در خانههاى اهالى بلد ، سپردند و مال و اسباب كه لشكريان در دست داشتند ، تماما را هيچكس از آنها مطالبه نكرد مگر اسيرها را .
بعد از آن خوانين جعفر باى واسطهها تعيين كرده كه در عوض اسير - هاى خود اسرائى كه از اهالى استراباد در اوايل حكومت ايلخانى برده
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: ميرزا ابراهيم
ص٦٨