و در هر قريه يك نفر استاد آهنگر مىباشد و سه نفر زرگر هم در كرگانرود نشستهاند . و يك نفر طالش تاجر كرگانرودى هر ساله چوب گردو به جهت فروش به حاجىترخان مىبرد .
و امامزادهاى در مقابل خطيبسرا مسمّا به مير عظيم است كه هر شب جمعه به قدر پنج سير نفت سفيد از قدرت خداى تعالى توى سنگ جوشيده بيرون مىآيد . و علامت قديم ، قلعهء دور خاكريز مشهور [ به ] قلعهبن « 1 » مىباشد و به دامنهء كوه واقع است [ و ] آثار چندانى ندارد . و اهل كرگانرود لباسشان از پشم است كه خودشان به عمل مىآورند . و پاپوش چموش است .
و در كوههاى كرگانرود مار گزنده و ببر و پلنگ و گرگ و خرس و خوك و شغال [ و ] روباه و خرگوش و موش كوهى بسيار است . كه در ييلاق و قشلاق مىباشد . و مار گزنده در قشلاق ندارد . از قبيل شكار كوه : گاو كوهى ، بز - كوهى ، پرزه ، گوسفند و كبك و در قشلاق قرقاول بسيار است . و پشه و ساس [ و ] كك زياد است . و از قوشهاى شكارى ترلان و لاچين و قزل و قرقى بسيار مىباشد . و يك مردابچهاى در شلوار دارد كه اسمش پلاسلى مىباشد [ و ] نىزار است . و قوشهاى شكارى در آنجا آشيانه دارند و حاكم مستحفظ گذارده است مىگيرد [ و ] به طهران و به هرجا كه بخواهد مىفرستد .
و فرج الله خان حاكم در ايام زمستان با برادرها در قريهء ريگ ، قشلاق مىنمايد كه بالاى بلندى است و درخت تبريزى كه صنوبر باشد ، زياد كاشتهاند .
و در ايام تابستان به آقايولر ييلاق مىنمايد كه بسيار ييلاق خوبى است . و در دهاتهاى آق ايولر درخت گردو زياد دارد با فندق . حاصلشان گندم و جو است . و هر ساله ايليات شاهسون از اردبيل و مغان « 2 » به قرار چهار پنج هزار
هامش
( 1 ) - به ضم باء و سكون نون .
( 2 ) - به ضم ميم .