تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
پنجم - كلهر « 1 » : دويست خانه‌وارند . سركردهء [ ايشان ] حضرت قلى خان [ و ] مواجبش يك‌صد تومان [ است ] . نوكر سواره شصت نفر [ و ] خانهء سركرده در شهر قزوين است . و سكنهء ايل در قشلاق و ساوجبلاغ در خانه‌ها ساكنند . كاسبى ايشان كشت و زرع است . يك هزار و هشت‌صد رأس گوسفند [ دارند و ] از پشم آنها : گليم ، قالى ، جاجيم ، پلاس ، سياه‌چادر و غيره مىبافند . زبان [ ايشان ] كردى است . ششم - ما فى : يكهزار و بيست خانه‌وارند . سركردهء [ ايشان ] محمد رضا خان و خسرو خان و نصر اللّه خان و سليمان خان و هاشم خان مىباشند . نوكر سوارهء ما فى پانصد نفر [ است ] . دويست خانه‌وار از ايل ما فى سمت شرقى قزوين نزديك به شهر چادرنشينند [ و ] كشت و زرع مىنمايند . و چهار هزار رأس گاو و گوسفند دارند . و تتمه در شهر قزوين ساكنند . دله‌دزدى هم دارند . زبان [ ايشان ] كردى است . هفتم - بهتوئى : دويست خانه‌وارند . سركردهء [ ايشان ] بهزاد خان [ و ] مواجبش يك‌صد تومان [ است ] . نوكر سواره يكصد نفر [ است ] . قليلى در شهر قزوين ساكنند و الباقى در دهات چهار اطراف قزوين ساكن مىباشند . كاسبى كشت و زرع و دادوستد مىنمايند . گليم ، قالى ، جاجيم و ساير چيزها نيز مىبافند . و گوسفند كمى دارند [ و ] ماليات نمىدهند . و دزدى هم مىنمايند . و در سال يكهزار و دويست و هفتاد و پنج هجرى كه موكب همايون اعليحضرت پادشاهى در چمن سلطانيه نزول اجلال ارزانى داشت يكنفر غلام پادشاهى از طهران به سلطانيه مىآمد . در راه او را الوات ايليات بهتوئى گرفته مقتول نمودند و اسبابش را به سرقت بردند . بعد از استحضارى و اطلاع اولياى
هامش
( 1 ) - به فتح كاف و سكون لام و ضم هاء .