تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

[ احوال ايلات قزوين ]

احوال ايليات قزوين : اول - چگينى : در عهد آقا محمد شاه مغفور از خرّم‌آباد فيلى خودشان آمدند . هشتصد و پنجاه خانه‌وارند . سركردهء [ ايشان ] باقر خان با برادرش خان بابان [ است ] . مواجب سركرده يكصد تومان [ و ] نوكر سوارهء چگينى چهار - صد نفر ، سكنهء سركرده با شصت و پنج خانه‌وار ديگر در شهر قزوين است و سكنهء سايرين در طارم از سياه‌پوش منجيل ، لوشان ، خرزان الى قزوين و در ساوجبلاغ ، بالا سر قشلاق هفتاد خانه‌وار ايضا ساكنند . عمل‌شان كشت و زراعت بسيار مىنمايند . و گليم ، قالى ، جاجيم ، سياه‌چادر ، خورجين ، نمد ، توبره [ و ] مفرش خوب هم مىبافند . [ به ] تخمين شانزده هزار گوسفند دارند . زبان ايشان لرى است به مثل زبان اهل بختيارى ، فارسى و تركى هم مىدانند . همه كاسب‌كارند مگر چند نفر الوات دارد كه دسته دارند [ و ] دله‌دزدى مىنمايند . اسامى آنها : يكى پاپارضا و يكى حنارس . هر دو [ از ] طايفهء رفيع خان . يكى ديگر ، خدا رحم [ از ] طايفهء على زمان [ و ] كارشان دزدى است كه در جمال‌آباد لوشان ساكنند [ و ] از قرارى كه مذكور گرديد دزد مشهورند . طايفهء دويم - قياس‌وند : در عهد آقا محمد شاه مرحوم ، نصف از فارس و نصف ديگر از خرم‌آباد آمدند . يكهزار و سى خانه‌وارند . سركردهء [ ايشان ] نوروز على خان پسر احمد خان [ و ] مواجبش صد تومان [ است ] . نوكر سواره دويست نفر و خانهء سركرده در شهر قزوين است . و سكنهء ايل از پل لوشان در ميان ملا على درّه الى يوزباش چاى و طرف شرقى الى انبوه حد سدر شوند [ است ] . [ و ] ماليات دويست و پنجاه تومان نقد با بيست رأس بره مىباشد . همگى چادر نشينند [ و ] ييلاق و قشلاق دارند . كاسبى ايشان زياده از حد زراعت