تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
غلّه است . و بوستان خربزه و هندوانه هم مىگيرند . و قدرى برنج در ملا - علىدره مىكارند . [ به ] تخمين يازده هزار گوسفند دارند كه از پشم آنها گليم ، قالى ، پلاس ، جاجيم ، سياه‌چادر ، خورجين ، نمد ، توبره [ و ] مفرش مىبافند . زبان [ ايشان ] كردى است ، فارسى و تركى هم مىدانند . سيم - كاكاوند [ كه ] از فارس و كرمانشاهان آمدند . ششصد و سى خانه - وارند . سركردهء [ ايشان ] شاهرخ خان [ و ] غلام رضا خان و ذو الفقار خان [ است ] . مواجب هركدام يك‌صد تومان [ است ] . نوكر سواره سيصد نفر و خانهء سركردگان در شهر قزوين است . و سكنهء ايل سمت غربى قزوين در مغلاوا مىباشد . [ براى ] ماليات ، بيست رأس بره مىدهند . كشت و زرع ندارند [ و ] كارشان دزدى و راهزنى است . مذهب درستى ندارند [ و ] اعتقادشان زياد به حضرت داود است . هر كدام كه دزد هستند به دست خودشان داغ دزدى گذاشته‌اند . شش هزار و پانصد رأس گوسفند دارند . از پشم آنها : گليم ، قالى ، جاجيم ، سياه‌چادر ، خورجين ، نمد ، توبره [ و ] مفرش مىبافند . زبان [ ايشان ] كردى است . و بيست خانه‌وار هم در شهر قزوين ساكنند . چهارم - جليل‌وند : نهصد و پنجاه خانه‌وارند . سركردهء [ ايشان ] بدر خان و سفر على خان و موسى خان و قاسم خان [ مىباشند ] . نوكر سواره سيصد و پنجاه نفر [ و ] مواجب سركرده يك‌صد تومان [ است ] . و نصف ايل با سركردگان در شهر قزوين [ هستند ] كه جوراب خوب مىبافند و نصف ديگر سمت غربى قزوين در دهات ساكنند . كاسبى ايشان كشت و زرع است . سه هزار و پانصد رأس گوسفند دارند . و كمى دله‌دزدى به وقت فرصت مىنمايند . زبان [ ايشان ] كردى است .